دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

امام خامنه ای (مدظله) : اگر یک ملتى احساس عزت نکند، یعنى به داشته‌هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزى ندارد، این ملت براحتى در چنبره‌ى سلطه‌ى بیگانگان قرار میگیرد.

در ایام انتخابات مجلس (در اسفند 1394) همه خواندند و شنیدند که دکتر درویش زاده (کاندیدای محترم و انقلابی دزفول) به جرم عضویت در گروه انقلابی منصورون ، تروریست خطاب شد.

گروه منصورونی که از محسن رضایی گرفته تا سردار رشید در آن عضویت داشته اند.


آب از آب اما تکان نخورد.

برخی عقلای قوم نیز گفتند : دیوانه ای حرفی زده. ارزش توجه ندارد.

کمی بعد خبر رسید این دیوانه در فلان مکان فرهنگی تریبون گرفته و بر سکوی وعظ و خطابه ادبی نشسته  و  از رسانه می گوید.

و باز هم آب از آبِ فرماندار و الباقی مدعیان "حواس جمعی" تکان نخورد.

حالا خبر میرسد که استاد عباسی که علی شمخانی اصلاح طلب!! افتخار شاگردی اش را دارد ، در شهر مثلا انقلابی دزفول لغو سخنرانی میشود، تا جایی که برای ادای کلام انقلابی و بصیرت افزای خود به حوزه علمیه پناه میبرد.   (بیشتر بخوانید)

زهی تاسف!

مدیری که خود را مکلف به تامین امنیت کنزرت رضا صادقی میداند دهان منتقدین حسن روحانی را میبندد.

چه بی صاحب شده این شهر!

آنان که شهید سبحانی و شهید عزیز صفری را تروریست میخوانند زبان و دهانشان آزاد است .

اما آنان که منتقد حسن روحانی باشند ممنوع المنبر؟

زهی افسوس!

زهی شرم!



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۲۹
مهران موزون

جناب آقای دادستان محترم دزفول،

سلام علیکم

احتراماً هنوز گرد و خاگ آسمان از حلق و دهان مردم مظلوم دزفول زدوده نشده که گرد و خاک اعضای تیم هاشمی و خاتمی (که همگی کارمندان حسن روحانی در وزارتخانه های مختلف هستند) کام مردم دزفول را تلخ میکند.

ابتدا این مطلب را بخوانید لطفا :  +

سپس این را   +

و این را +

چرا کارمندان مظلوم دزفول که متحیرند با رقم خنده دار 770 هزار تومان عیدی خود چطور نزد خانواده خود سربلند کنند باید در محافل غیر رسمی و فضای مجازی لعنتی شاهد برافتادن پرده درگیری یکی دوساله بین آقایان باشند و بشنوند که این "دوتا" مدعی تقاضای رشوه چندصد میلیاردی از سوی آن "دوتا" میشوند و  آن دوتا هم بشدت تکذیب کرده و استاندار را به عزل این دوتا فرا میخوانند.

جناب آقای دادستان،

این وسط دلیل سکوت شما چیست برادر؟

مردم در چنین مواردی منتظر ورود مدعی العمومند.

آیا خدای ناکرده رقم مورد ادعای تیم آصفی شما را از ورود به موضوع باز میدارد و تصور میکنید رسیدگی به چنین رقمی در حد آقای آملی لاریجانی است؟؟ یا مصلحت دیگری مورد نظر است که عقل ما بدان قد نمیدهد؟

هرچه هست،

مردم دزفول به اندازه کافی از رسانه های جمعی و ملی درباره جنایات نجومی خوارها شنیده اند و خسته اند و تحمل ندارند که شب عیدی در شهر کوچک و باشخصیت دزفول هم سخن از ارقام اینچنینی به میان آید.

آصفی راست میگوید یا شیروی؟

آوایی برحق است یا شلال نژاد؟

هیچکدام مدنظر این قلم نیست.

مسلما پیش از آنکه ذهن مردم عزیز دزفول درگیر بازی مناظره شود لازم است جنابعالی با قدرت و بدون مماشات وارد دوسیه این چهار کارمند محترم حسن روحانی شوید ، پیش از آنکه رسانه های فرصت طلب کشوری که تشنه خبرند،  ادعای رشوه ی چند صد میلیارد تومانی را به عرصه اخبار ملی بکشانند.

حکم آنست که تو گویی جناب دادستان.

تاکید میکنم : کاری به آصفی و شیروی و آوایی و شلال نژاد ندارم.

در شان دزفول بینوا و مظلوم نیست که پای چنین رقمی (به دروغ یا راست) به میان آید .

برای وجهه دزفول در سطح ملی هیچ خوب نیست این مباحث!


نکته : اینها همه در حالی اتفاق می افتد که آقای همسایه مثل فرفره و  توی روز روشن داره برای سرقت رودخانه دز نقشه میکشه و دزفول همچنان در خواب غفلت غرق است.

دا رووووووله سی دسفیل.

کی ایی روزه مخاس سیت؟

بنه اش کنا که مخو بنه دسفیله کنه.

والسلام

مهران موزون

25 بهمن 95

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۰۹
مهران موزون

امیرعیسی زاده (دبیر شورای نامگذاری دزفول) در نشست علنی و رسانه ای شده ی این شورا نکاتی بیان داشته که (اینجا) قابل مرور است.


احتراما لازم است این برادر محترم به نکات ذیل عنایت داشته باشد :

از آنجا که انتخاب نام برای یک خیابان، یک کوچه، یک میدان یا کوه و دشت ... انتخابی موقتی و کوتاه مدت نیست و نتایج مثبت و منفی این نامگذاری به مردم برمیگردد و از آنجا که ارتباط مستقیم با مسائل فرهنگی و حوزه تمدنی مردم دارد و گاهی حتی مالکیتهای مادی و معنوی حوزه تمدنی را تحت الشعاع خود قرار میدهد لازم و واجب است تا به خرد فردی یک یا چند نفر کارشناس محترم بسنده نگردد تا خدای ناکرده شورای نامگذاری دزفول نزد افکار عمومی به کم سلیقگی ، کج سلیقگی و یا غرض ورزی در نامگذاری ها متهم نشود.

بر این اساس ،

به دبیر محترم شواری نامگذاری دزفول توصیه موکد میکنم که پیش از "تصمیم گیری" برای نامگذاری ها از خرد جمعی مردم دزفول و علاقمندان به حوزه فرهنگی و فرهنگ نامگذاری سرزمین اجدادی شان (در فاز تصمیم سازی) کمک بگیرند زیرا از قدیم گفته اند همه چیز را همگان دانند.

الحمد الله ساز و کارهای ارتباطی در فضای مجازی برای اینکار بخوبی فراهم بوده و خرد و دانش بومی و محلی دزفولی های سراسر جهان قابل پیگیری و دسترسی است تا انشالله در اجرای قانون نامگذاری و مصوبات قانونی وزارت کشور ، نهایت کمک و خدمت  به این شورا اتفاق افتد.

شک نیست که مُّر قوانین ابلاغی،  "تصمیم گیری" برای نامگذاری های را بر عهده این شورا گذاشته اما هیچ کجای قانون منعی برای تکیه این شورا به خرد جمعی مردم دزفول (آنهم در فاز تصمیم سازی) وجود ندارد.


نکته دیگر اینکه :

مردم دلشان میخواهد بهترین کارشانسان در این شورا مشغول به انجام وظیفه باشند زیرا تصمیم به انتخاب نام برای یک خیابان از تصمیم آسفالت آن خیابان بسیار مهم ترست.

لذا بد نیست تا اسامی و رزومه اعضای محترم این شورا در وبسایتی مشخص در دسترس عموم باشد تا مردم بدانند که بهترین های دزفول عضو این شورا هستند.


چند پیشنهاد :

1- برای نامگذاری هر مورد یک فرصت زمانی برای مردم تعیین شود تا پیشنهادات خود را با ذکر دلایل اعلام کنند و پیش یا پس از تصمیم گیری نهایی،  لیست پیشنهادات مردمی را علنی سازند تا شفافیت در نامگذاری مشخص تر شود.

2- مشکل فقط مکانهای بی نام نیست بلکه مکانهای بدنام هم باید مورد مداقه و تجدیدنظر قرار گیرند.

فی المثل نام مضحک "علی کله" چرا نباید در جوار شهدای چهار خرداد  اصلاح شود؟ براستی پارک علی کله وزانت بیشتری دارد یا پارک غواصان شهید(که در مجاورتش آموزش دیده اند) و یا پارک شهدای چهار خرداد؟

3- پایایی و مانایی یک نام حتما باید لحاظ شود تا در گذر زمان به دلایل مختلف نامِ برگزیده (که زمان زیادی برده تا مردم به آن خو کرده و برند شده است) مورد تجدیدنظر قرار نگیرد.

4- مراقب باشیم تا در نامگذاری ها حوزه مالکیت های خصوصی و عمومی خدشه دار نگردد.

5- افراد شورا حتی المقدور می بایست بومی این شهرستان باشند(فارغ از اینکه جزو کدام قومیت هستند) زیرا عضوی که اهل شهرستان دزفول نیست و چند سالی است به دلیل شغلش و کارمندی اش ساکن شده بدیهی است که تعلقات فرهنگی و بومی و نوستالژیک را در نامگذاری رعایت ننماید.

6- چند مکان بی نام و بدنام را خدمت شورای محترم نامگذاری عرض میکنم تا از قلم ایشان نیفتد :

پارک ساحلی علی کله بشود : پارک غواصان شهید   یا     پارک شهدای چهار خرداد

سد تنظیمی علی کله (که عملا نام ندارد) بشود : سد شهید رَمی (شهید غواص دزفولی)

روستای گاومیر بشود : روستای دودانگه یا روستای تنگه سرا

دره تنگه سرا : رسمیت یابد به همین نام (واقع در جاده سردشت

تمام شهدای مدافع حرم دزفول خیابان یا میدان بنامشان شود.

پهلوان عبدالرضا جوکار(ایرانی زنده و سربلندی که بیشترین مدال المپیک و جهانی را کسب کرده است) یک میدان بنامش شود.

دزفول تقاطع و چهارراه بسیار دارد : چه اشکال دارد همه را فرصتی تلقی کنید برای احیای واژه های فولکلوریک و با مسما؟

از جنوب تنگه سرای سردشت تا جوار روستای شیرین اب یک دره ی بسیار طولانی و زیبا قرار دارد که نامی برای نیست.



والعاقبه للمتقین

مهران موزون

20 بهمن 1395

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۵۲
مهران موزون

مدیرعامل سد دز دزفول(نفر سمت راست) هنگام بازدید از دانشگاه جندی شاپور دزفول



جناب آقای مهندس رئوفی نسب

مدیرعامل محترم سد دز دزفول

باسلام

کوتاه و مفید عرض کنم خدمت جنابعالی،

فروردین امسال به قیمت وارد آمدن 80 میلیارد خسارت به زیرساختهای خصوصی و عمومی شهرستان دزفول حاضر شدید در فرمانداری این شهرستان حضور بهم رسانید.

لذا از این حیث میتوان جنابعالی را گرانترین مدیر خاورمیانه نامید.

جزاک الله خیرا برادر!

شاید بشود در گینس هم ثبتش کرد.

اما بعد..

در بحبوحه سیلاب سد دز و در مصاحبه ها و سخنان خود مطالبی گفتید که ذیلا بدان اشاره میشود :

به یکی از رسانه های دزفول گفتید که : سد دز محکم ترین سد ایران است

اما به روزنامه ایران چیز دیگری گفتید!

فرمودید : اگر آب را زیر پای دزفول ول نمیکردیم سد می شکست(نقل به مضمون)

اینها دو ادعای متضاد است آقای مهندس.

گفتید : حجم آب سیلاب در 70 سال اخیر بی سابقه و غافلگیرانه بوده است.

حال آنکه یکماه و نیم قبل از سیلاب، در جلسات اداری صالح آباد با خوشحالی گزارش داده بودید که سطح آب در مقیاس مشابه با سال قبل 12 متر بالاتر آمده است.

آیا میتوان نتیجه گرفت که  "آب زیادی" فروردین خیلی هم غافلگیرانه نبوده و شما یک فروردین پس از یک تَرسالی را در پیش داشتید؟

جناب آقای رئوفی نسب،

شما مدیر عامل سدی هستید که دهها هزار هکتار از سرزمین دزفول را آبیاری و مشروب میکند.

چگونه است که خود را موظف به گزارش مرتب و مستمر به مردم و مسئولین این شهرستان نمیدانید؟

اگر خبر ندارید(که حتما خبر دارید) لطفا از اداره کل تقسیمات کشوری وزارت کشور استعلام کنید تا به شما بگویند که خط فرمانداری شهرستان دزفول از وسط دریاچه و دیواره سد دز و همچنین مصب رودخانه (تا قبل از چال کندی) میگذرد فلذا دزفول نیمی از سد دز را هنوز رسما مالک است.

اینکه درب خروجی نیروگاه سد دز دزفول سمت روستای پامنار دزفول باشد یا روستای دیگری مهم نیست برادر.

قانونا، شرعا و اخلاق باید به مالکین اصلی این سد که زار و زندگی و اشتغالشان به این رودخانه و سد بستگی دارد هم پاسخگو باشید.

بگذریم..


آقای مهندس!

حجم سیلاب فروردین 95 سد شما فقط 80 میلیارد تومان به زیرساختها و مزارع و باغات آسیب نزد بلکه پل ساسانی دزفول را هم مورد آسیب و تهدید جدی قرار داد.

که خسارت آن اصلا و ابدا در رقم 80 میلیارد نیامده و قابل محاسبه هم نیست زیرا چنین میراث فرهنگی قابل قیمت گذاری نمی باشد.

از سویی قریب به یکماه و اندی قبل و طی روزهای متمادی و به مقدار بی سابقه!! آب رودخانه بسته شد بنحوی که مردم شهر هم نگران شدند.

خبر رسید که مجموعه شما دارد آب جمع میکند!!!

و البته نقل دیگر اینکه : میخواهند لایروبی کنند.

دلیل بستن اب هر چه که بوده یک نکته کاملا واضح و روشن است آقای مهندس رئوفی نسب!

و آن اینکه : در بحبوحه سیلاب فرودین گفتید که ورود ناگهانی این حجم از آب در 70 سال گذشته بیسابقه بوده است.

امسال که مجددا دارید آب جمع میکنید (و احتمالا اینروزها در شورای اداری صالح آباد آمار میدهید که وضع آبتان خوبست) مراقب باشید که فروردین 96 باز هم از آسمان رکب نخورید.

زیرا دیگر بی سابقگی 70 ساله پاسخ معتبری نخواهد بود زیرا شما تجربه سیلاب 95 را در چنته دارید.

آقای رئوفی نسب،

پل ساسانی به هُلی بند است برادر.

اگر با فشار بعدیِ سیلابهای شما فرو بریزد یک فاجعه ملی بلکه جهانی برای آبروی جمهوری اسلامی رقم میخورد که قابل قیاس با تبعات رسانه ای فروریزی ساختمان پلاسکو نیست.

تمام دشمنان نظام خواهند گفت : این ها توان حفظ میراث ایران را ندارند.

نکته ای که خدمت شما عرض شد یک هشدار  امنیت ملی است که برادرانه و البته به بهانه شما به تمام مسئولین وزارت نیرو و صالح آباد(که ادعای مالکیت سد را دارند) تقدیم میکنم.

فراموش نفرمایید که آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی بخش لاینفک امنیت ملی ایرانیان است.

این متن یک سند رسانه ای است که برای روز مبادا بجای میماند.

یادتان باشد برادر،

پل ساسانی دزفول در نزد ایرانیان و جهان از سد دز و فرکانس 50 هرتزش!!!  بی بدیل تر است.


پی نوشت : جناب آقای رئوفی نسب،

بد نیست سری به پایگاه خامنه ای دات آی آر بزنید تا بدانید که معظم له، آثاری همچون پل ساسانی و دیگر مکانهای باستانی کشور را مفاخر تاریخی و ثروت کشور میدانند.


فاعتبرو یا اولی الابصار

مهران موزون

سه شنبه 9 بهمن 1395

پنجاه روز مانده به سیلاب های غافلگیر کننده فروردین ماه 1396

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۱۹
مهران موزون

بیشتر بخوانید +

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۲۹
مهران موزون

روزی است که مردم ایران ، نانجیبی را نفی کردند.

روزی است که مردم ایران ، بر پیشانی آنان که از کشتی انقلاب پیاده شدند مُهر نجاست زدند.

روزی است که مردم ایران ، بی هیچ مصلحت اندیشی، اُبهت کاذب ابافتنه را درهم شکستند.

روزی است که مردم ایران ، به احترام سیدالشهدا ع بر چهره کسانی که مملکت امام زمان عج را تا لبه پرتگاه بردند آب دهان انداختند.

روزی است که مردم ایران ، نشان دادند باغی بر انقلاب کیست و سرانجامش چه باید باشد؟

روزی است که مردم ایران ، اثبات کردند صاحبان اصلی انقلابند و نمک ناشناسان ، همیشه بی آبرویند حتی اگر به روی خودشان نیاورند.

روزی است که مردم ایران ، خرده بورژواهای نوکیسه ی پس از انقلاب را که بنام فرزند انقلاب مبدل به بلای جان انقلاب شده اند به کنار زد.

روزی است که مردم ایران ، نشان دادند زر و زور و تزویر ابافتنه ی نانجیب حرف آخر را نمی زند.

روزی است که مردم ایران ، نشان دادند که امام حاضرِ خود را خوب می شناسند و هیچ بی آبرویی نمیتواند به ایشان آدرس غلط بدهد.

روزی است که مردم ایران ، با ایستادن پای خون شهدای مظلوم 88 به چهره ابلیس فتنه گر چنگ زدند.

روزی است که مردم ایران ، بر  اراده دشمنان نظام  (برای استحاله انقلاب اسلامی) خط بطلان کشید.

روزی است که مردم ایران ، به مستضعفین جهان اعلام کردند که : این خس و خاشاک هایی که دیدید در برابر بنیان مرصوص انقلاب اسلامی هیچند هیچ!

روزی است که مردم ایران ، ثابت کردند که رابطه خونی امام راحل متضمن مصونیت در برابر وساوس فتنه گران ملعون نیست و لازم است تا منش و نگرش الهی آن مرد بزرگ در رگهایت جاری باشد.

روزی است که مردم ایران ، نشان دادند که همه می توانند فرزندان خمینی بزرگ باشند.

روزی است که مردم ایران ، استکبار را که از شدت امیدواری، ذوقمرگ شده بود  دقمرگ کردند.

روزی است که مردم ایران ، فریاد زدند همراهی با ابافتنه، مصداق بارز نجاست سیاسی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۱
مهران موزون

یکی از اعضای فعال کانال تلگرامی دسفیلیون (جناب آقای مهندس علی کوهساری) به اینجانب اطلاع داد که به همراه دوستانش از بنایی که ظاهرا انبار غله انگلیسیهای خبیث در یک قرن پیش بوده بازدید داشته که غله ی مردم مظلوم دزفول را در آن گردآوری میکرده اند تا موجبات قحطی دهشتناک 100 سال پیش را رقم زنند.

همان قحطی بزرگی که فیلم یتیم خانه ایران، هولوکاست شنیعش را از زیر خاک تاریخ ایران بیرون کشیده است.

طی چند روز اخیر که سری به شهر زدم از فرصت استفاده کرده و به آنجا رفتم.

این انبار تاریخی مساحتی بیش از یک هکتاری دارد که شاید قریب به 4000 متر آن زیر بناست.

گفته میشود که این بنا اولین سازه ی سیمانی در تاریخ دزفول است که توسط انگلیسی های پلید بنا شده و در عین حال رنگ و بوی معماری سنتی دزفول را نیز با خود همراه دارد.

درختان کُنار پیری که شاهدان عینی جنایت مرگبار انگلیسی ها بوده اند در حیاط پشتی هنوز راست قامت ایستاده اند.

من شنیده ام که هزاران نفر از مردم دزفول در آن قحطی شوم از فرط گرسنگی مردند.

شاهدی عینی سالها پیش برایم تعریف میکرد که گاهی گُداری،بندرت اگر گوسفنی سر بریده میشد ، بودند کودکان خانواده های فقیری که کاسه بدست منتظر بودند تا خون گوسفند ذبح شده را در کاسه جمع کنند و ببرند منزل تا روی آتش و پس از دلمه بستن و پختن خون،  آن را قطعه قطعه کرده و به همراه خانواده سدجوع کنند.

گفته های شاهد عینی از نظرم میگذشت وقتی در باغ انبار غله و ساختمانهایش قدم میزدم.

از همه مهمتر این سوال ذهنم را آزار میداد که این بنای تاریخی چرا تا حالا به ثبت ملی نرسیده است؟ میراث فرهنگی کجاست؟؟

چرا از آن برای صدور پیامهای ضداستعماری و بردن آبروی انگلیس کثیف استفاده نمیشود؟

چرا توریست های خارجی که وارد دزفول میشوند به این بنا برده نمیشودند؟

یعنی چه که 4000 متر مربع سالنهای محکم و استوار صرفا و هر از گاهی برای انبار کردن برنج و روغن استفاده شود؟

اما بعد...

سالهاست در این فکرم که چرا خطاطان، نقاشان، عکاسان، صنایع دستی و ... هیچ مکان مشخصی برای ارایه گالری های خود ندارند؟

چرا یک موزه مخصوص اشیاه تاریخی و باستانی و نفیس دزفول عزیزمان نداریم؟

خود من دو سال قبل میخواستم یک گالری عکس نوروزی در دزفول برای عموم دسفیلیون عزیزم برگزار کنم اما دریغ از جایی مشخص و تخصصی که نورپردازی استاندارد و ... یک نگارخانه و گالری را داشته باشد.

وقتی انبار غله انگلیسی ها و جنبه های تاریخی و وسعت و استحکامش را دیدم فی الفور به نظرم رسید که یک ثروت خدادای و آماده در انتظار اصحاب هنر دزفول است.

بی درنگ فیلمی تهیه کرده و با توضیحات لازم خطاب به شورای محترم فرهنگی عمومی شهرستان دزفول در تلگرام بارگذاری کردم.

اما حس کردم کار از محکم کاری عیب نمیکند لذا با رئیس محترم شواری فرهنگ عمومی دزفول تماس تلفنی گرفته و ایشان را مستقیما در جریان امر قرار دادم.

خوشبختانه جناب آقای قاضی دزفولی(دامت حفاظاته) استقبال نمودند و قرار شد طی همین هفته بازدیدی از انبار غله موصوف داشته باشند و پیشنهاد بنده حقیر را پیگیری فرمایند.

امیدوارم که این پیشنهاد به ثمر بنشیند و مرهمی باشد بر دل اصحاب هنر دزفول و دعای خیر هنرمندان همشهری ام نیز مدالی باشد بر سینه اینجانب که سالهاست دلم میخواست مکانی در شأن و شوکت هنرمندان شهرم داشته باشیم.

اهم پیشنهاد به صورت خلاصه بازنویسی میشود :

الف) ثبت ملی اثر

ب) طراحی و بازسازی اثر با رعایت ملاحظات تخصصی میراث فرهنگی و همچنین رعایت ملزومات و استانداردهای یک نگارخانه سنتی و موزه تاریخی و تخصصی.

ج) تمهید صحیح با مهندسی دقیق تلفیقی سنتی و مدرن برای تخصیص کاربری گالری های هنری و موزه.

د) نامگذاری و تبلیغات صحیح رسانه ای جهت معرفی و راه اندازی بنا برای کاربری های موزه و گالری.


شک ندارم که این بنا پس از مرمت و طراحی و افتتاح موزه و گالری میتواند در نوع خود رکوردهایی را در کشور و استان به جای بگذارد.


لطفا به چند تصویر از این بنا که از سایت محترم روناش برداشته شده توجه فرمایید :


پی نوشت : فیلمی با توضیحات لازم از این انبار تهیه کرده ام که در صورت تمایل میتوانید در کانال تلگرامی دسفیلیون مشاهده فرمایید :                                                

desfilioon@

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۱
مهران موزون

دیروز آنگونه که برادر عزیزم جناب آقای درچین یادآوردی فرمود : 15 آبان سالروز راه اندازی رادیو دزفول است.
جا دارد تا فرا رسیدن این روز خجسته را به همشهریان عزیز و همچنین همکاران پرتلاشم در رادیو دزفول تبریک و تهنیت عرض کنم.
اما ذیلا، نه از جایگاه حقوقی یک "صداوسیما"یی بلکه از منظر یک شخص حقیقی که عمری را در رسانه های مختلف مکتوب و غیر مکتوب گذرانده و یک شهروند تقریبا آشنا به رسانه است سخن خواهم گفت.

مرور سابقه و تاریخ این رسانه کوچولوی شهری(در قیاس با آنتن ملی) از نظر این حقیر لزومی ندارد زیرا همه کم و بیش میدانیم آن را.
لکن یادمان نرود که همین کوچولو میتواند کدخدای رسانه های دزفول باشد که باکمال تاسف باید بگویم علیرغم زحمات فراوانی که برایش کشیده میشود به نسبت جایگاه و پتانسیل های بالقوه موجود در دزفول "عاطل" مانده است.
و همین عاطلی آنقدر مهم هست که اولویت اول این نوشته، حال و آینده ی این رسانه نوستالژی دسفیلیون باشد.
شاید طرح چند سوال ذهن شما خوانندگان محترم را برای همراهیِ بیشتر، گرم و فعال نماید.
1- آیا لزومی برای ادامه حیات رادیو دزفول وجود دارد یا چرخه حیات این رسانه بومی اکسپایر شده است؟
2- آیا لزومی بر تدوین و تصویب سیاستگزاری (لااقل 5 ساله) برای گردش کار محتوایی رادیو دزفول( از سوی نهادهای مسئول شهری) هست؟ اگر آری چرا؟
3- اگر چنین لزومی نیست چرا؟ و اگر قبلا تصویب و تدوین شده چرا اطلاع رسانی عمومی نمیشود تا نظارت عمومی از سوی مخاطبان بر کیفیت روند اجرای سیاستها صورت پذیرد؟
4- آیا برای تدوین چنین سیاستهایی نباید مقتضیات جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه هدف مخاطبان لحاظ شود؟
اگر آری! توسط کدام عقبه فکری و تخصصی ؟ و ایضا کدام سکوی حقوقی و حقیقی؟
5- آیا زیرساختهای فعلی رادیو دزفول پاسخگوی نیازهای فعلی جامعه ی هدف این رسانه هست؟ اگر خیر، چرا؟ و اگر آری! چرا خروجی رادیو دزفول در حد و شأن جامعه هدف فعلی نیست؟ (بماند جامعه هدف اینده)
6- آیا جامعه هدف رادیو دزفول صرفا می بایست دسفیلیون مقیم شهر باشند یا دسفیلیون اقصی نقاط گیتی هم در محصولات آن سهیمند؟ اگر سهیمند چرا تاکنون بستر سهل الوصول فضای مجازی ابزار رساندن پیام نشده است؟ (منظورم خرده کاری قبلی سایت صداوسیمای خوزستان نیست)
7- آیا هیچ برنامه ریزی و هدفگذاری از سوی خود صداوسیمای خوزستان (یاتهران) برای پوشش جمعیتی این رسانه به لحاظ فرهنگ بومی و آیینی وجود دارد؟
8- ساختار سازمانی و پرسنلی فعلی رادیو دزفول با نیازهای فعلی جامعه هدفش تناسبی دارد؟
9- آیا نهادهای حاکمیتی دزفول سهم بودجه سالیانه رادیو دزفول را لحاظ میکنند؟ اگر آری چرا اعلام نمیشود؟ و اگر آری جنس این بودجه ها چیست؟ عمرانی، فرهنگی یا...؟ اگر خیر، چرا و به چه علت تخصیص نمی یابد؟
10-  چرا و به چه علت رادیو دزفول در فضای مجازی رسما وارد نمیشود؟ مگر نه این است که توسعه زیرساختی آنتن سنتی گرانتر از انتشار سیگنال پیام در فضای مجازی است ؟ آیا کسی یا کسانی خواهان شنیده نشدن رادیو دزفول توسط دسفیلیون دور افتاده از وطن هستند؟ اگر آری! چه کسانی و چرا؟
11- اگر صداوسیمای خوزستان از رسیدگی و تقویت زیرساختهای فنی و ساختار انسانی رادیو دزفول عاجز است (که ظاهرا کمی تا قسمتی همینطور است) و اگر صداوسیمای خوزستان توان لازم را برای پشتیبانی مالی تولیدات این رسانه ندارد! (که ظاهرا ندارد) چرا و به چه علت نهادهای حاکمیتی دزفول تلاش نمی کنند تا رادیو دزفول مستقیما به معاونت صدای جمهوری اسلامی متصل شود تا همه جانبه ارتقا یابد؟
12- آیا رادیو دزفول نمیتواند باشگاه خبرنگاران جوان خود را داشته باشد؟
13- آیا رادیو دزفول برای پردازش تخصصی به گویش دزفولی و عقبه تاریخی شهر نمیتواند از متخصصین دیگری هم در کنار جناب آقای منتظری بهره ببرد؟
14-  جای برنامه های آموزش آشپزی (به خانمهای جوان)، ذایقه سازی عمومی برای احیای بازیهای محلی، توسعه فرهنگ معماری باحیای دزفولی، تقویت آیین های نیکوی سنتی(که کم هم نیستند) کجاست؟
15- آیا رادیو دزفول نباید درتوسعه و تقویت فرهنگ عمومی ورزش (از همگانی تا قهرمانی) ورود جدی کند؟
16- آیا رادیو دزفول نباید شبهای مردم دزفول را با تولیدات نمایشی رادیویی دسفیلی به زبان بومی طوری پر کند که جایگزینی اش با ماهواره در میان خانوار دزفولی مشهود باشد؟ آیا دزفول یکی از پرقصه ترین شهرهای ایران نیست؟
17- آیا کمبود برنامه های دفاع مقدس دزفول در رادیوی شهری همچون دزفول، مانند کمبود نمایش فوتبال در کشور برزیل نیست؟
18 – دزفول قطب کشاورزی ایران است و میلیون ها تن محصولات را سالیانه راهی بازارهای داخل و خارج میکند سهم رادیو دزفول در توسعه فرهنگ اقتصاد مقاومتی و توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی کجاست؟
19- آیا رادیو دزفول نمیتواند با برگزاری میزگردهای چالشیِ مثبت در خصوص استقرار امنیت عمومی یار و یاور نهادهای امنیتی و انتظامی شهر باشد؟
20- همراهی مردم با نیروهای انتظامی در حفظ حریم اخلاقی رودخانه و باغات شهر یک ثروت است که اصطلاحا "سرمایه اجتماعی" گفته میشود.
آیا رادیو دزفول اجازه ورود به تقویت حوزه سرمایه اجتماعی را ندارد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر آری چرا ورود نمیکند؟
21 – آیا رادیو دزفول نمیتواند در تقویت و بهبود فرهنگ مدیریتی مدیران دزفول موثر باشد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر آری چگونه؟
22- آیا رادیو دزفول نمیتواند پلی ارتباطی بین لشکر نخبگان و مدیران دزفولی سراسر کشور با مردمان شهرشان باشند؟
23 - آیا....

ناگفته نماند اگر کُمیت رادیو دزفول (خصوصا در سوالات 12 تا 22) لنگ میزند دلیل عمده اش در پرسش 11 نهفته است.  
پاسخم برای تمام سوالات فوق را در فرصتی دیگر عرض خواهم کرد ...
تمایل دارم فعلا عزیزان خواننده به سهم خود به پرسش های فوق قدری در خلوت خود بیاندیشند.
فعلا یاحق
مهران موزون
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۴
مهران موزون


majdedez.ir


شروع قیمت :  واگذار شد!!


مناسب برای فعالیت درباره

مجد و عظمت تمدن تاریخی رودخانه دز

و جغرافیای دشت دز



*************


Honaredez.ir


شروع قیمت :  1 میلیون تومان


مناسب برای فعالیت هنری یا اخبار هنرهای بومی دزفول


*************


Livedez.ir


شروع قیمت :  2 میلیون تومان


دامنه ای مناسب برای پخش زنده اینترنتی


*************


Avayedez.ir


شروع قیمت : 1 میلیون تومان


دامنه ای مناسب کار خبری و فرهنگی و یا صوت و موسیقی



*************



Avayedez.com



شروع قیمت : 1.5 میلیون تومان


مناسب برای کار خبری و فرهنگی و یا صوت و موسیقی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۰:۵۶
مهران موزون

امسال هم با شروع ماه محرم، فضای مجازی و کانالهای ماهواره های بیگانه ابزاری شدند برای هجمه وهابیون و صهیونیست ها به شعائر و ذخایر رفیع محرم و کدهای عاشورایی آن!

از گریه بر سالارشهیدان گرفته تا سینه زنی و زنجیرزنی و علم و کُتَل محرم را نزد افکار جوانان پاک سرشت ایرانی زیر سوال و شبهه میبرند.

مقامات اسراییل حتی همایش شیرخوارگان حسینی را بی نصیب نگذاشتند و مستقیما به خطر نوزادان شرکت داده شده در این همایش (برای کیان اسراییل) هشدار دادند.

صدالبته تحریفات و بدعتهای نامیمونی همچون قمه زنی که از سوی قاطبه ی علمای اعلام و حتی ولی امر مسلمین نکوهش و حرام اعلام شده است که مورد بحث ما نیست.

و اما در دارالمومنین دزفول،

در حالیکه فعالان سایبری دلسوز ارزشهای اسلام و انقلاب شبانه روز در حال دفاع از آیین های فاخر و ارزش ساز عاشورای شهرشان هستند برخی مدیران دزفول با اعلام مواضع و بیانیه های سوال برانگیز موجب دلگرمی!! مدافعان سایبری عاشورا هستند.

محسن ورجاوند (رئیس اداره دامپزشکی دزفول) درمصاحبه با ایرنا اعلام میکند :

- کشتار دام در معابر عمومی باعث انتقال بیماری های خطرناک از جمله تب مالت،سیاه زخم،تب کریمه کنگو و دیگر بیماری ها به انسان می شود.
- در مواقعی که برخی عزاداران با پای پیاده مسیر عزاداری را طی می کنند و بطور مستقیم با خون در تماس هستند در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
- ذبح دام در انظار عمومی لطمه روانی به برخی افراد به ویژه کودکان وارد می کند و علاوه برآن موجب آلودگی می شود.
- باید از راه اندازی کاروان با حیوان زنده مانند اسب و شتر به دلیل احتمال خطر و انتقال بیماری های مشترک خودداری کرد .
- حیواناتی که در کاروان اسرا مورد استفاده قرار می گیرند حتی اگر آرام باشند هنگام مواجه با شرایط غیرعادی از حالت عادی و طبیعی خارج شده و رفتارهای واکنشی شدیدی از خود بروز می کنند که این اتفاق در سالهای گذشته رخ داده و صدمات جبران ناپذیری به برخی شهروندان وارد کرده اند.

از آنطرف مرتضی بیگدلی (رئیس شایسته و مادام العمر سازمان تبلیغات اسلامی دزفول) اعلام میدارد :

- در سیره پیامبران و ائمه احترام به احشام ازجمله شتر و اسب جایگاه ویژه ای داشته در حالی که شاهدیم برخی هیئت های مذهبی دزفول احشام را وارد فضای پر از دود و سروصدا می کنند که این یک نوع ظلم بزرگ به آنها محسوب می شود.
- این موارد(استفاده از شتر و اسب در عزاداری) آثار مخرب فرهنگی را به دنبال دارد که در صورت بی توجهی خسارات جبران ناپذیری را می توانند به بار آورند.
- به طور کلی استفاده از احشام در مراسمات عزاداری ماه محرم کارساز نیست.

- باپیگیری های صورت گرفته در شورای تامین، استفاده از احشام در هیئت های عزاداری با دستور دادستان عمومی و انقلاب دزفول ممنوع شده و با هر کسی که اقدام به ورود حیوانات به هیات های عزاداری کند برخورد قانونی خواهد شد.
- برای نذری دادن باید به دو مقوله آشپز و موادغذایی توجه زیادی شود.

- اصل بصیرت افزایی و ایجاد شور و شعور در عزاداری حسینی در سطح شهرستان باید کاملا رعایت شود ضمن اینکه تمام هیئت ها باید در هنگام نذری دادن به مسائل فرهنگی، بهداشتی و حقوق شهروندی توجه ویژه ای داشته باشند. 

متاسفانه هر دو مدیر محترم صرفا دستوراتی را به عامه عزاداران ابلاغ کرده اند که از منظر سلبی (انجام ندهید) است و روشهای جایگزین مناسب و شیوه های اجرای مدیریت شده را توضیح نداده و مسکوت گذارده اند که در جای خود نوعی "پاک کردن صورت مسئله" است.

در اینجا چند سوال مطرح است که امیدوارم مدیران باتدبیر! دزفول به آن بیاندیشند :

1- بیست و پنجسال پیش اسراییل فیلمی ضدانقلابی و ضدایرانی ساخت بنام "بدون دخترم هرگز"

که سیاه نمایی رسانه ای زیادی علیه اسلام و ایران در آن فیلم مطرح شد، منجمله اینکه ذبح گوسفند در ایران (در برابر کودکان) امری ضدحقوق بشری!!! است زیرا تاثیر منفی بر روی بیننده میگذارد.

یقینا رییس اداره دامپزشکی دزفول نه فقط با فرهنگ دینی قربانی در راه خدا آشناست بلکه از فلسفه عید قربان و قصه نشاندن کارد پدر بر بر گلوی پسر هم باخبرند.

آیا بازگویی قصه ی اقدام پدر به ذبح حضرت اسماعیل ع هم برای کودکان اثرات نامطلوب روانی بر کودکان و نوجوانان میگذارد؟

آیا نمیتوان گفت : رویت ذبح گوسفند برای سنین خاصی از نوجوانان ضروری است تا نرمخویی بیش از اندازه در جوانان آینده کشور موجب ضعف روحیه ی دفاعی آنان در برابر دشمن نباشد؟

آیا جزاین است که : خیر الامور اوسطها.

وانگهی : از قدیم و ندیم والدین سراسر ایران آنقدر مسلط بوده و هستند که چشمان کودکان خود را در لحظه نشاندن کارد بر گلوی حیوان مدیریت کنند.

2- آقای ورجاوند کلکسیونی از بیماریهای مختلف را برای خطرات ذبح خیابانی برشمرده اند.

آیا خطر بیماری های ناشی از ذبح فقط درخیابان موضوعیت دارد؟

آیا هزاران ذبحی که سالیانه و در مناسبتهای مختلف در کوی و برزن و در خانه های شهری و روستایی انجام میشود خطر این بیماری ها را ندارند؟

جناب ورجاوند باید بدانند که تا سی سال قبل، مردم این شهر در طول سال در کنج خانه گوسفندی داشتند که با ته سفره ها بزرگش کرده و محرم همان سال خونش نثار پای عزاداران حسینی وگوشتش را روانه سفره فقرا و حاجتمندان میشد.

سالیانه هزاران گوسفند درون خانه های مردم پروار شده و زیر پای همین مردم خونشان بر زمین میریخت و پای برهنه عزاداران آغشته و متبرک به خون قربانی راه حسین ع میشد.

آن وقتها خیلی از عزاداران از وجود کشوری بنام کنگو هم خبر نداشتند چه برسد به تب کنگو.

متاسفانه طی سالهای اخیر به دلایل مختلف فرهنگ ذبح گوسفند نزول شدید داشته است و همین مانده که  با این دستورات خلق الساعه مرگ فرهنگ نذر گوشت قربانی را تسریع کنیم.

آیا بهتر نبود تا به موازات منع ذبح خودسرانه گوسفند و...توصیه میشد که صاحبان نذورات اقدام به تهیه گوسفند مورد تایید کشتارگاه نمایند و هیچکس حق نداشته باشد گوسفند بدون مهر دامپزشکی را ذبح کند؟

وقتی صدها میلیون تومان هزینه های داوطلبانه مردمی برای سفره های نذری تاسوعا و عاشورا و اطعام فقرا و عموم عزاداران در دزفول خرج میشود چه اشکالی دارد تا بازرسان دامپزشکی با دریافت چندرغاز حق ماموریت اقدام به بازرسی و نظارت بر استاندارد بودن قربانیها کنند؟ این بهتر است یا اینکه مردم را از ذبح سنتی و آیینی در مقابل دسته جات عزاداری منع و محروم کنیم؟

بالاخره علنی کردن قربانی نوعی تقویت و ترویج این فرهنگ نیکوست.

و یا آقای بیگدلی و نکاتی که برای پیشگیری از نمایش حیوانات آراسته به شعائر و نمادهای کربلایی گفته اند :

دود مزاحم اسب و شتر است؟

هزاران سال اسب و شتر مرکب میدانهای جنگ بوده و در میان آتش و دود و خون حضور داشته و سواری داده اند.

هزاران سال  اسبهایی که زیر پای عروسها در شب عروسی ، غرق دود اسپند بوده اند دچار زحمت نشده اند.

اکنون و 14 قرن پس از واقعه کربلا که بیش از هر زمان دیگری نیازمند شبیه سازی سخت افزار این فاجعه تاریخی و هنرنمایی مردمی و خودجوش عزاداران هستیم بیاد مزاحمت دود اسپند برای اسبان قرن فعلی افتاده ایم؟

هزاران سال اسبها زیر پای پیامبر گرامی اسلام و نادرشاه افشار و ناپلئون و دیگر سران لشکرهای جنگی در میان بوق و کرنا و طبلهای جنگی سواری داده اند و آخ نگفته اند.

اکنون دُهُل مساجد دزفول مزاحم اسب و شتر شد؟

برفرض که حیوان به صدای دهل حساس باشد، آیا راهش این است که صورت مسئله را پاک کنیم؟

آیا برای پیشگیری از بیماری های مشترک اسب و شتر با انسان بهتر نیست تا دارندگان حیوانات تزیینی محرم را وادار به گرفتن شناسنامه سلامت کنیم؟

عبور شتر و اسب از خیابانهای دزفول(آن هم دو روز درسال) برای آیین ارزشمدار عاشورا مترتب بربیماری است؟

قطع یقین در کشوری پیشرفته اروپایی مانند اسپانیا که هر از گاهی شاخ گاو را با پز و فیس با نقطه خاصی از بدن شهروندان خود درگیر می کنند احتمالا هزاران نفر اکنون با بیماری تب مالت و سیاه زخم و ... گرفتارند؟  

واقعا این همه ی هنر مدیریت دوستان محترم در شورای تامین دزفول است؟

آیا نمیتوان نوبت عبور حیوانات شبیه سازی شده ی عاشورایی را طوری برنامه ریزی کرد که مجاورت با طبل و دهل نداشته باشد؟

آیا نمیتوان برای مدیریت حیوان (در هنگام عبور) بخشنامه تدوین کرد که مثلا هر حیوان باید توسط مربی آموزش دیده مهار و کنترل شود؟

نگران سلامت مردمید؟

نگران آخرت اسب و شترید؟

چه ایراد دارد برایش نظامنامه تدوین و ابلاغ کنید؟

چرا مردم را محدود میکنید؟

چقدر برای احیا و تقویت آیین های مذهبی و سنتی کار کرده اید که حالا برای زدایش آن دستورات عمومی صادر کرده و قوه قضاییه را هماهنگ میکنید؟

آقای بیگدلی، یک عاشورا زحمت بکشند و سفری به شادگان (در همین خوزستان) داشته باشند تا ببینند دهها برابر حیواناات دزفول در آنجا اسب و شتر آراییده و به خیابان می آورند.

آیا عزاداران شادگان در قعر جهنم اند؟

آیا اهالی شهر شادگان تب کنگو دارند؟

عزاداری محرم روح تعالی بخش دارد.

بصیرت زاست.

بار معنوی دارد.

اما بخواهیم یا نخواهیم نماد و نمود هم دارد.

عَلَم یکی از نمادهای محرم است.

تعزیه و شبیه خوانی.

سفره های نذری.

آرایش عاشورایی اسبها و شترها.

دهل ها و سنج ها.

آقایان محترم.

لطفا به جای پاک کردن صورت مسئله برای مدیریت و بهینه سازی مسائل راهکار دهید.

محرم به اندازه کافی از سوی دشمنان دین مبین مورد هدف هست.

شما دیگر ...





۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۵
مهران موزون