دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

امام خامنه ای (مدظله) : اگر یک ملتى احساس عزت نکند، یعنى به داشته‌هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزى ندارد، این ملت براحتى در چنبره‌ى سلطه‌ى بیگانگان قرار میگیرد.


دیروز آنگونه که برادر عزیزم جناب آقای درچین یادآوردی فرمود : 15 آبان سالروز راه اندازی رادیو دزفول است.
جا دارد تا فرا رسیدن این روز خجسته را به همشهریان عزیز و همچنین همکاران پرتلاشم در رادیو دزفول تبریک و تهنیت عرض کنم.
اما ذیلا، نه از جایگاه حقوقی یک "صداوسیما"یی بلکه از منظر یک شخص حقیقی که عمری را در رسانه های مختلف مکتوب و غیر مکتوب گذرانده و یک شهروند تقریبا آشنا به رسانه است سخن خواهم گفت.

مرور سابقه و تاریخ این رسانه کوچولوی شهری(در قیاس با آنتن ملی) از نظر این حقیر لزومی ندارد زیرا همه کم و بیش میدانیم آن را.
لکن یادمان نرود که همین کوچولو میتواند کدخدای رسانه های دزفول باشد که باکمال تاسف باید بگویم علیرغم زحمات فراوانی که برایش کشیده میشود به نسبت جایگاه و پتانسیل های بالقوه موجود در دزفول "عاطل" مانده است.
و همین عاطلی آنقدر مهم هست که اولویت اول این نوشته، حال و آینده ی این رسانه نوستالژی دسفیلیون باشد.
شاید طرح چند سوال ذهن شما خوانندگان محترم را برای همراهیِ بیشتر، گرم و فعال نماید.
1- آیا لزومی برای ادامه حیات رادیو دزفول وجود دارد یا چرخه حیات این رسانه بومی اکسپایر شده است؟
2- آیا لزومی بر تدوین و تصویب سیاستگزاری (لااقل 5 ساله) برای گردش کار محتوایی رادیو دزفول( از سوی نهادهای مسئول شهری) هست؟ اگر آری چرا؟
3- اگر چنین لزومی نیست چرا؟ و اگر قبلا تصویب و تدوین شده چرا اطلاع رسانی عمومی نمیشود تا نظارت عمومی از سوی مخاطبان بر کیفیت روند اجرای سیاستها صورت پذیرد؟
4- آیا برای تدوین چنین سیاستهایی نباید مقتضیات جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه هدف مخاطبان لحاظ شود؟
اگر آری! توسط کدام عقبه فکری و تخصصی ؟ و ایضا کدام سکوی حقوقی و حقیقی؟
5- آیا زیرساختهای فعلی رادیو دزفول پاسخگوی نیازهای فعلی جامعه ی هدف این رسانه هست؟ اگر خیر، چرا؟ و اگر آری! چرا خروجی رادیو دزفول در حد و شأن جامعه هدف فعلی نیست؟ (بماند جامعه هدف اینده)
6- آیا جامعه هدف رادیو دزفول صرفا می بایست دسفیلیون مقیم شهر باشند یا دسفیلیون اقصی نقاط گیتی هم در محصولات آن سهیمند؟ اگر سهیمند چرا تاکنون بستر سهل الوصول فضای مجازی ابزار رساندن پیام نشده است؟ (منظورم خرده کاری قبلی سایت صداوسیمای خوزستان نیست)
7- آیا هیچ برنامه ریزی و هدفگذاری از سوی خود صداوسیمای خوزستان (یاتهران) برای پوشش جمعیتی این رسانه به لحاظ فرهنگ بومی و آیینی وجود دارد؟
8- ساختار سازمانی و پرسنلی فعلی رادیو دزفول با نیازهای فعلی جامعه هدفش تناسبی دارد؟
9- آیا نهادهای حاکمیتی دزفول سهم بودجه سالیانه رادیو دزفول را لحاظ میکنند؟ اگر آری چرا اعلام نمیشود؟ و اگر آری جنس این بودجه ها چیست؟ عمرانی، فرهنگی یا...؟ اگر خیر، چرا و به چه علت تخصیص نمی یابد؟
10-  چرا و به چه علت رادیو دزفول در فضای مجازی رسما وارد نمیشود؟ مگر نه این است که توسعه زیرساختی آنتن سنتی گرانتر از انتشار سیگنال پیام در فضای مجازی است ؟ آیا کسی یا کسانی خواهان شنیده نشدن رادیو دزفول توسط دسفیلیون دور افتاده از وطن هستند؟ اگر آری! چه کسانی و چرا؟
11- اگر صداوسیمای خوزستان از رسیدگی و تقویت زیرساختهای فنی و ساختار انسانی رادیو دزفول عاجز است (که ظاهرا کمی تا قسمتی همینطور است) و اگر صداوسیمای خوزستان توان لازم را برای پشتیبانی مالی تولیدات این رسانه ندارد! (که ظاهرا ندارد) چرا و به چه علت نهادهای حاکمیتی دزفول تلاش نمی کنند تا رادیو دزفول مستقیما به معاونت صدای جمهوری اسلامی متصل شود تا همه جانبه ارتقا یابد؟
12- آیا رادیو دزفول نمیتواند باشگاه خبرنگاران جوان خود را داشته باشد؟
13- آیا رادیو دزفول برای پردازش تخصصی به گویش دزفولی و عقبه تاریخی شهر نمیتواند از متخصصین دیگری هم در کنار جناب آقای منتظری بهره ببرد؟
14-  جای برنامه های آموزش آشپزی (به خانمهای جوان)، ذایقه سازی عمومی برای احیای بازیهای محلی، توسعه فرهنگ معماری باحیای دزفولی، تقویت آیین های نیکوی سنتی(که کم هم نیستند) کجاست؟
15- آیا رادیو دزفول نباید درتوسعه و تقویت فرهنگ عمومی ورزش (از همگانی تا قهرمانی) ورود جدی کند؟
16- آیا رادیو دزفول نباید شبهای مردم دزفول را با تولیدات نمایشی رادیویی دسفیلی به زبان بومی طوری پر کند که جایگزینی اش با ماهواره در میان خانوار دزفولی مشهود باشد؟ آیا دزفول یکی از پرقصه ترین شهرهای ایران نیست؟
17- آیا کمبود برنامه های دفاع مقدس دزفول در رادیوی شهری همچون دزفول، مانند کمبود نمایش فوتبال در کشور برزیل نیست؟
18 – دزفول قطب کشاورزی ایران است و میلیون ها تن محصولات را سالیانه راهی بازارهای داخل و خارج میکند سهم رادیو دزفول در توسعه فرهنگ اقتصاد مقاومتی و توسعه صنایع تبدیلی کشاورزی کجاست؟
19- آیا رادیو دزفول نمیتواند با برگزاری میزگردهای چالشیِ مثبت در خصوص استقرار امنیت عمومی یار و یاور نهادهای امنیتی و انتظامی شهر باشد؟
20- همراهی مردم با نیروهای انتظامی در حفظ حریم اخلاقی رودخانه و باغات شهر یک ثروت است که اصطلاحا "سرمایه اجتماعی" گفته میشود.
آیا رادیو دزفول اجازه ورود به تقویت حوزه سرمایه اجتماعی را ندارد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر آری چرا ورود نمیکند؟
21 – آیا رادیو دزفول نمیتواند در تقویت و بهبود فرهنگ مدیریتی مدیران دزفول موثر باشد؟ اگر خیر چرا؟ و اگر آری چگونه؟
22- آیا رادیو دزفول نمیتواند پلی ارتباطی بین لشکر نخبگان و مدیران دزفولی سراسر کشور با مردمان شهرشان باشند؟
23 - آیا....

ناگفته نماند اگر کُمیت رادیو دزفول (خصوصا در سوالات 12 تا 22) لنگ میزند دلیل عمده اش در پرسش 11 نهفته است.  
پاسخم برای تمام سوالات فوق را در فرصتی دیگر عرض خواهم کرد ...
تمایل دارم فعلا عزیزان خواننده به سهم خود به پرسش های فوق قدری در خلوت خود بیاندیشند.
فعلا یاحق
مهران موزون
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۲۴
مهران موزون


majdedez.ir


شروع قیمت :  1.5 میلیون تومان


مناسب برای فعالیت درباره

مجد و عظمت تمدن تاریخی رودخانه دز

و جغرافیای دشت دز


*************


Honaredez.ir


شروع قیمت :  1 میلیون تومان


مناسب برای فعالیت هنری یا اخبار هنرهای بومی دزفول


*************


Livedez.ir


شروع قیمت :  2 میلیون تومان


دامنه ای مناسب برای پخش زنده اینترنتی


*************


Avayedez.ir


شروع قیمت : 1 میلیون تومان


دامنه ای مناسب کار خبری و فرهنگی و یا صوت و موسیقی



*************



Avayedez.com



شروع قیمت : 1.5 میلیون تومان


مناسب برای کار خبری و فرهنگی و یا صوت و موسیقی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۵ ، ۱۰:۵۶
مهران موزون

امسال هم با شروع ماه محرم، فضای مجازی و کانالهای ماهواره های بیگانه ابزاری شدند برای هجمه وهابیون و صهیونیست ها به شعائر و ذخایر رفیع محرم و کدهای عاشورایی آن!

از گریه بر سالارشهیدان گرفته تا سینه زنی و زنجیرزنی و علم و کُتَل محرم را نزد افکار جوانان پاک سرشت ایرانی زیر سوال و شبهه میبرند.

مقامات اسراییل حتی همایش شیرخوارگان حسینی را بی نصیب نگذاشتند و مستقیما به خطر نوزادان شرکت داده شده در این همایش (برای کیان اسراییل) هشدار دادند.

صدالبته تحریفات و بدعتهای نامیمونی همچون قمه زنی که از سوی قاطبه ی علمای اعلام و حتی ولی امر مسلمین نکوهش و حرام اعلام شده است که مورد بحث ما نیست.

و اما در دارالمومنین دزفول،

در حالیکه فعالان سایبری دلسوز ارزشهای اسلام و انقلاب شبانه روز در حال دفاع از آیین های فاخر و ارزش ساز عاشورای شهرشان هستند برخی مدیران دزفول با اعلام مواضع و بیانیه های سوال برانگیز موجب دلگرمی!! مدافعان سایبری عاشورا هستند.

محسن ورجاوند (رئیس اداره دامپزشکی دزفول) درمصاحبه با ایرنا اعلام میکند :

- کشتار دام در معابر عمومی باعث انتقال بیماری های خطرناک از جمله تب مالت،سیاه زخم،تب کریمه کنگو و دیگر بیماری ها به انسان می شود.
- در مواقعی که برخی عزاداران با پای پیاده مسیر عزاداری را طی می کنند و بطور مستقیم با خون در تماس هستند در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
- ذبح دام در انظار عمومی لطمه روانی به برخی افراد به ویژه کودکان وارد می کند و علاوه برآن موجب آلودگی می شود.
- باید از راه اندازی کاروان با حیوان زنده مانند اسب و شتر به دلیل احتمال خطر و انتقال بیماری های مشترک خودداری کرد .
- حیواناتی که در کاروان اسرا مورد استفاده قرار می گیرند حتی اگر آرام باشند هنگام مواجه با شرایط غیرعادی از حالت عادی و طبیعی خارج شده و رفتارهای واکنشی شدیدی از خود بروز می کنند که این اتفاق در سالهای گذشته رخ داده و صدمات جبران ناپذیری به برخی شهروندان وارد کرده اند.

از آنطرف مرتضی بیگدلی (رئیس شایسته و مادام العمر سازمان تبلیغات اسلامی دزفول) اعلام میدارد :

- در سیره پیامبران و ائمه احترام به احشام ازجمله شتر و اسب جایگاه ویژه ای داشته در حالی که شاهدیم برخی هیئت های مذهبی دزفول احشام را وارد فضای پر از دود و سروصدا می کنند که این یک نوع ظلم بزرگ به آنها محسوب می شود.
- این موارد(استفاده از شتر و اسب در عزاداری) آثار مخرب فرهنگی را به دنبال دارد که در صورت بی توجهی خسارات جبران ناپذیری را می توانند به بار آورند.
- به طور کلی استفاده از احشام در مراسمات عزاداری ماه محرم کارساز نیست.

- باپیگیری های صورت گرفته در شورای تامین، استفاده از احشام در هیئت های عزاداری با دستور دادستان عمومی و انقلاب دزفول ممنوع شده و با هر کسی که اقدام به ورود حیوانات به هیات های عزاداری کند برخورد قانونی خواهد شد.
- برای نذری دادن باید به دو مقوله آشپز و موادغذایی توجه زیادی شود.

- اصل بصیرت افزایی و ایجاد شور و شعور در عزاداری حسینی در سطح شهرستان باید کاملا رعایت شود ضمن اینکه تمام هیئت ها باید در هنگام نذری دادن به مسائل فرهنگی، بهداشتی و حقوق شهروندی توجه ویژه ای داشته باشند. 

متاسفانه هر دو مدیر محترم صرفا دستوراتی را به عامه عزاداران ابلاغ کرده اند که از منظر سلبی (انجام ندهید) است و روشهای جایگزین مناسب و شیوه های اجرای مدیریت شده را توضیح نداده و مسکوت گذارده اند که در جای خود نوعی "پاک کردن صورت مسئله" است.

در اینجا چند سوال مطرح است که امیدوارم مدیران باتدبیر! دزفول به آن بیاندیشند :

1- بیست و پنجسال پیش اسراییل فیلمی ضدانقلابی و ضدایرانی ساخت بنام "بدون دخترم هرگز"

که سیاه نمایی رسانه ای زیادی علیه اسلام و ایران در آن فیلم مطرح شد، منجمله اینکه ذبح گوسفند در ایران (در برابر کودکان) امری ضدحقوق بشری!!! است زیرا تاثیر منفی بر روی بیننده میگذارد.

یقینا رییس اداره دامپزشکی دزفول نه فقط با فرهنگ دینی قربانی در راه خدا آشناست بلکه از فلسفه عید قربان و قصه نشاندن کارد پدر بر بر گلوی پسر هم باخبرند.

آیا بازگویی قصه ی اقدام پدر به ذبح حضرت اسماعیل ع هم برای کودکان اثرات نامطلوب روانی بر کودکان و نوجوانان میگذارد؟

آیا نمیتوان گفت : رویت ذبح گوسفند برای سنین خاصی از نوجوانان ضروری است تا نرمخویی بیش از اندازه در جوانان آینده کشور موجب ضعف روحیه ی دفاعی آنان در برابر دشمن نباشد؟

آیا جزاین است که : خیر الامور اوسطها.

وانگهی : از قدیم و ندیم والدین سراسر ایران آنقدر مسلط بوده و هستند که چشمان کودکان خود را در لحظه نشاندن کارد بر گلوی حیوان مدیریت کنند.

2- آقای ورجاوند کلکسیونی از بیماریهای مختلف را برای خطرات ذبح خیابانی برشمرده اند.

آیا خطر بیماری های ناشی از ذبح فقط درخیابان موضوعیت دارد؟

آیا هزاران ذبحی که سالیانه و در مناسبتهای مختلف در کوی و برزن و در خانه های شهری و روستایی انجام میشود خطر این بیماری ها را ندارند؟

جناب ورجاوند باید بدانند که تا سی سال قبل، مردم این شهر در طول سال در کنج خانه گوسفندی داشتند که با ته سفره ها بزرگش کرده و محرم همان سال خونش نثار پای عزاداران حسینی وگوشتش را روانه سفره فقرا و حاجتمندان میشد.

سالیانه هزاران گوسفند درون خانه های مردم پروار شده و زیر پای همین مردم خونشان بر زمین میریخت و پای برهنه عزاداران آغشته و متبرک به خون قربانی راه حسین ع میشد.

آن وقتها خیلی از عزاداران از وجود کشوری بنام کنگو هم خبر نداشتند چه برسد به تب کنگو.

متاسفانه طی سالهای اخیر به دلایل مختلف فرهنگ ذبح گوسفند نزول شدید داشته است و همین مانده که  با این دستورات خلق الساعه مرگ فرهنگ نذر گوشت قربانی را تسریع کنیم.

آیا بهتر نبود تا به موازات منع ذبح خودسرانه گوسفند و...توصیه میشد که صاحبان نذورات اقدام به تهیه گوسفند مورد تایید کشتارگاه نمایند و هیچکس حق نداشته باشد گوسفند بدون مهر دامپزشکی را ذبح کند؟

وقتی صدها میلیون تومان هزینه های داوطلبانه مردمی برای سفره های نذری تاسوعا و عاشورا و اطعام فقرا و عموم عزاداران در دزفول خرج میشود چه اشکالی دارد تا بازرسان دامپزشکی با دریافت چندرغاز حق ماموریت اقدام به بازرسی و نظارت بر استاندارد بودن قربانیها کنند؟ این بهتر است یا اینکه مردم را از ذبح سنتی و آیینی در مقابل دسته جات عزاداری منع و محروم کنیم؟

بالاخره علنی کردن قربانی نوعی تقویت و ترویج این فرهنگ نیکوست.

و یا آقای بیگدلی و نکاتی که برای پیشگیری از نمایش حیوانات آراسته به شعائر و نمادهای کربلایی گفته اند :

دود مزاحم اسب و شتر است؟

هزاران سال اسب و شتر مرکب میدانهای جنگ بوده و در میان آتش و دود و خون حضور داشته و سواری داده اند.

هزاران سال  اسبهایی که زیر پای عروسها در شب عروسی ، غرق دود اسپند بوده اند دچار زحمت نشده اند.

اکنون و 14 قرن پس از واقعه کربلا که بیش از هر زمان دیگری نیازمند شبیه سازی سخت افزار این فاجعه تاریخی و هنرنمایی مردمی و خودجوش عزاداران هستیم بیاد مزاحمت دود اسپند برای اسبان قرن فعلی افتاده ایم؟

هزاران سال اسبها زیر پای پیامبر گرامی اسلام و نادرشاه افشار و ناپلئون و دیگر سران لشکرهای جنگی در میان بوق و کرنا و طبلهای جنگی سواری داده اند و آخ نگفته اند.

اکنون دُهُل مساجد دزفول مزاحم اسب و شتر شد؟

برفرض که حیوان به صدای دهل حساس باشد، آیا راهش این است که صورت مسئله را پاک کنیم؟

آیا برای پیشگیری از بیماری های مشترک اسب و شتر با انسان بهتر نیست تا دارندگان حیوانات تزیینی محرم را وادار به گرفتن شناسنامه سلامت کنیم؟

عبور شتر و اسب از خیابانهای دزفول(آن هم دو روز درسال) برای آیین ارزشمدار عاشورا مترتب بربیماری است؟

قطع یقین در کشوری پیشرفته اروپایی مانند اسپانیا که هر از گاهی شاخ گاو را با پز و فیس با نقطه خاصی از بدن شهروندان خود درگیر می کنند احتمالا هزاران نفر اکنون با بیماری تب مالت و سیاه زخم و ... گرفتارند؟  

واقعا این همه ی هنر مدیریت دوستان محترم در شورای تامین دزفول است؟

آیا نمیتوان نوبت عبور حیوانات شبیه سازی شده ی عاشورایی را طوری برنامه ریزی کرد که مجاورت با طبل و دهل نداشته باشد؟

آیا نمیتوان برای مدیریت حیوان (در هنگام عبور) بخشنامه تدوین کرد که مثلا هر حیوان باید توسط مربی آموزش دیده مهار و کنترل شود؟

نگران سلامت مردمید؟

نگران آخرت اسب و شترید؟

چه ایراد دارد برایش نظامنامه تدوین و ابلاغ کنید؟

چرا مردم را محدود میکنید؟

چقدر برای احیا و تقویت آیین های مذهبی و سنتی کار کرده اید که حالا برای زدایش آن دستورات عمومی صادر کرده و قوه قضاییه را هماهنگ میکنید؟

آقای بیگدلی، یک عاشورا زحمت بکشند و سفری به شادگان (در همین خوزستان) داشته باشند تا ببینند دهها برابر حیواناات دزفول در آنجا اسب و شتر آراییده و به خیابان می آورند.

آیا عزاداران شادگان در قعر جهنم اند؟

آیا اهالی شهر شادگان تب کنگو دارند؟

عزاداری محرم روح تعالی بخش دارد.

بصیرت زاست.

بار معنوی دارد.

اما بخواهیم یا نخواهیم نماد و نمود هم دارد.

عَلَم یکی از نمادهای محرم است.

تعزیه و شبیه خوانی.

سفره های نذری.

آرایش عاشورایی اسبها و شترها.

دهل ها و سنج ها.

آقایان محترم.

لطفا به جای پاک کردن صورت مسئله برای مدیریت و بهینه سازی مسائل راهکار دهید.

محرم به اندازه کافی از سوی دشمنان دین مبین مورد هدف هست.

شما دیگر ...





۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۱:۲۵
مهران موزون

.

.

.

.


۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۱
مهران موزون
کمونی در کار نبود.
دوشاخه ای چوبی را از تنه درختان مهربان کُنار قرض میکردیم چیزی شبیه این V
از دکان اوسا محمود چرخی یک تکه تیوپ پاره دوچرخه را ریش ریش کرده و دوشاخه چوبی را باندپیچی نموده و یک قَل چرم کمربند کهنه را به اندازه 3 سانت در 5 سانت گیر اورده و به عنوان ترکش استفاده میکردیم.
گلوله هایمان هم که تمامی نداشت زیرا مادر مهربان دز! 
برای کل عمرمان ریگ داشت.
بیچاره بنگشتها.
بیچاره کموترها و قندرها!
بیچاره نشیمنگاه خرانی که زیر بار از کیچه دربندها رد میشدند.
گاهی که مرد خرکی متوجه تکان و لرزش ناگهانی خرش میشد و دلیل را میفهمید با چوبش دنبال ما می افتاد و فریاد میزد : ویس بینُم یتیم!

اما این یگانه مدل تیرکمون دسفیلی نبود!
با یک مفتول ساده که از اسپاک دوچرخه های از رده خارج محمود چرخی میقاپیدیم باز هم همان دوشاخ را با کمی تفاوت شکل میدادیم و قَلی از کشهای نازکی که مادرهایمان موی خواهرهایمان را با آن می بستند کش رفته و با دندانهای تیزمان دو تکه یک سانتی از شلنگ های پلاستیکی جوهر خودکار بیک(رحمت الله علیه) را قطع کرده و کشها را با ان دوقل شلنگ یک سانتی به دوسر دوشاخه مفتولی مهار میکردیم.
گلوله های این مدل تیرکمانها واقعا نامردی و شمری بود.
میخهای ریز و یک و نیم سانتی را از سر چهارراه سی متری خریده و سر میخها را با انبردست چیده و میخی را که سروته اش یک شکل شده بود به حالت  v دراورده و در کِش نازک تیرکمان قرار داده و ....
باز هم بیچاره از نشیمنگاه خران و گاوانی که در ساحل رودخانه مشغول چریدن و یا نشخوار بودند.
شرمنده!!
آنموقع با اشعار سعدی بزرگوار آشنا نبودیم
البته این تیرکمونها برای بنگشتزنی خیلی بهتر بودند زیرا قلوه سنگهای تیرکمونهای لاستیکی بدن گنجشک را می پشکنید.

من اما مصرف بهتری ازین تیرکمونهای فلزی ظریف میکردم.
گربه های بافت قدیم در آنزمان برای خودشان حکومتی بودند.
بزرگترهای مان نیز پُر ری شان می کردند.
وقتی که در حوش یا ریبون دور سینی تلیت اوگوشت می نشستیم گربه ها به فاصله دومتر از سینی با هر میویی که میکردند یک تلیت گیرشان می آمد.
میدانید؟
گدایی گربه ها نبود که مرا نسبت به آنان جری میکرد.
بلکه جوجه های رنگی متعددی که از من به نیش میکشیدند مرا ضدگربه بار آورد.
(ناگفته نماند خودم در سن 5 سالگی طی یک بازی کودکانه جوجه رنگی های خانه خاله هاجر را قتل عام کرده بودم)
القصه...
شبهایی که در حوش یا ریبون میخوابیدیم کمی پس از  خروپف پدرم و خواب ناز باقی خانواده میدیدم که گربه ها هر چند دقیقه طوری از کنار دُشک لحافها رد میشوند که گویی ما مستاجر ایشانیم.
من بیدار می ماندم و میخ دوسرتیز را در کش تیرکمون نهاده و کش کشیده و اماده و دو دستم روی شکمم بیحرکت!! 
گویی که در خواب عمیقم.

به محض عبور گربه از کنارم با فاصله حداکثر  یک متر!! تیر را به شکم یا...اش شلیک میکردم.
خوبی این تیرکمون ها این بود که هم خودشان ظریف بودند هم کششان و هم تیرشان!
بنابرین صدا نداشتند.
و فقط میخ بود که بیصدا همچون نیش مار کبرا در تاریکی شب در بدن حیوان بینوا مینشست.
هیچگاه عکس العمل گربه های را به هنگام اصابت میخ دوسر تیز بر بدنشان فراموش نمیکنم.
بین 70 سانت تا یک متر با دست و پا و دم سیخ شده به هوا پریده و پس از افتادن به زمین مثل گلوله کاتیوشا در میرفتند.
همه ی این قساوت کودکانه را تنها به این دلیل انجام داده و کیف هم میکردم که جوجه های زرد و کُرکی مظلومم را جوری میخوردند که روزهای بعد در ته شوادون پنجه جوجه را می یافتم.
دلم نه فقط برای کشتن جوجه ها بلکه برای رفتار داعشی گربه با آنان میسوخت!



☝️بازنشر مطلب بدون ذکر منبع و نویسنده حروم است.
@desfilioon
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۲۵
مهران موزون


میلاد شاه خراسان را با صدای استاد دولتمند تجربه کنید




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۲۴
مهران موزون

تو عصاره ی تمام گلهای جهاد و شهادت بوستانی هستی که عطر وجودشان هنوز هم فضای دزفول بزرگ را آکنده است.

تو نماینده تمامت غیرتی هستی که از سینه ی مادران دزفول در کام شهدای این دیار چکانده شد.

تویی که این روزها یادآور سرداران رفته و مانده ی مایی.

تو را که می بینم سردار!

بقیتی همچون سردار ماندنی زاده (حفظه الله) برایم تداعی میشود و البته قلب پاره پاره ی سوداگر دلیر.

تو را که می بینم سردار!

تمام شمشیرهای آخته ی صدام کُشِ یلان دزفول بیادم می آید.

اگر صفویان نیست..

اگر حاج عظیم محمدی نیست...

اگر صیاف نیست..

اگر سوداگر نیست..

تو هستی حاجی!

تو هستی دلاور!

رئوفیِ بزرگ هست...

کلولیِ مهربان هست..

خضریانِ دل آزرده هست..

و باقی پهلوانانی که هرگز نمی میرند!

آری، این شمایید که هنوز هم نفس حق تان به ما انرژی "ماندن" میدهد.

مبارکت باشد سردار!

گوارایت باد مدال تازه ای که مولایم بر سینه ات نشاند.

زهی افتخار از اعتمادی که سیدناالقائد به فرزندان دزفول دارد.

سردار!

رواق منظر دزفول آشیانه ی توست!

کرم نما و فرود آی که خانه خانه ی توست!

شک ندارم که مادر مشترکمان(رود زلال دز) منتظر دیدار تو نازنین فرزند خویش است :

تا تو را سلام گوید.

تا تو را خداقوت گوید از تکلیفی که تمام این سالها در ستاد کل نیروهای مسلح ایران زمین بردوش کشیدی.

تو را تحیّت گوید بابت حکم فوق حساسی که شب عید فطر امسال گرفته ای.

تو را سلام سردار!

تو را درود سردار!

و تو ای رشیدترین سرلشکر ایران بدان که :

بنرهای تبریک انتصاب جدیدت در قلب تک تک دسفیلیون حک است.

دیوارهای شهر و رسانه های دزفول را بی خیال!



مطلب خواندنی دزمهراب درباره سردار رشید +

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۴
مهران موزون

 امام خامنه ای مدظله الشریف :

در همین قضیّه‌ی برجام، آمریکایی‌ها کم خیانت نکردند که اینها باید گفته بشود؛ و این فقط کار سیاسیّون نیست که سیاسیّون بگویند؛ بهتر از کار سیاسیّون این است که هنرمندها اینها را بیان کنند. در بین هنرها هم آن‌چیزی‌که از همه دَم‌دست‌تر و آسان‌تر و پُررونق‌تر و سریع‌السّیرتر است، شعر است. باید اینها گفته بشود، باید اینها بیان بشود، باید اینها منتقل بشود در افکار عمومی.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۰۵
مهران موزون

عکس از دزفول امروز +

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۱
مهران موزون

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دادستان محترم شهرستان دزفول

باسلام

باتوجه به فرموده ولی امر مسلمین : سکوی امامت جمعه هر شهر، بالاترین و ارشدترین جایگاه تصمیم سازی و تصمیم گیری امور فرهنگی آن شهر است و با عنایت به اینکه امام جمعه محترم شهرستان دزفول هم از تریبون نمازجمعه و هم از جایگاه صدارت بر شورای فرهنگ عمومی دزفول، راجع به بازگشایی پارک ساحلی علی کله، دستور بر لزوم تدوین پیوست فرهنگی (پیش از راه اندازی مجدد فضای هنجار شکنانه و دیاثت بار این تفریحگاه سنتی) داده اند از شما به عنوان مدعی العموم محترم مردم دارالمومنین دزفول تقاضا داریم دستور پلمپ این مکان را تا زمانی که پیوست فرهنگی کاربری آن تحت شرایط پیشنهادی ذیل، تمهید نشده و در شورای فرهنگ عمومی شهرستان دزفول تصویب نگردیده است صادر فرمایید.

الزامات پیشنهادی برای تدوین و تصویب پیوست فرهنگی گردش کار پارک تفریحی علی کله :

1- بجاست تا نام بی معنی "علی کله" که هیچگونه بار معنایی و فرهنگی ندارد به نام "پارک ساحلی 4 خرداد" تغییر یابد و چه بسا بار ارزشی همین نام والا ،کار مدیریت فرهنگی آن را تسهیل سازد و در همین راستا سد تنظیمی علی کله نیز به "سد تنظیمی 4 خرداد" تغییر نام یابد.

نکته : نام 4 خرداد نه تنها بار ارزشی لازم را به فضای ساحلی این مکان تزریق خواهد کرد بلکه ادای احترامی است به شهدایی گلگون کفنی که بابت خون پاکشان، 4 خرداد در تقویم ایرانیان ثبت شده است و در جنب این پارک غنوده اند.

2- فضای شنای مختلط به کلی در این مکان ممنوع و روزهای مخصوص خواهران نیز تحت شرایط و ضوابط خاص برگزار گردد.

نکته : ممکن است گفته شود خانواده هایی که از سراسر استان به دزفول می آیند چگونه بانوان خود را به داخل پارک ساحلی بفرستند اما مردان خانواده محروم از شنا کردن، خارج از پارک ساحلی بمانند.

پاسخ : تمهید شود تا پارک ساحلی دووَ (بند کلک) به حالت زوج و فرد بین بانوان و آقایان تخصیص داده شود بنابراین خانواده ای که از اهواز می آید تا در ساحل دز تنی به آب بزند، فارغ از اینکه چه روزی از هفته تشریف آورده اند : بانوان شان در پارک 4 خرداد و آقایانشان در پارک دوو (و یا بالعکس) تفریح کنند.

پر واضح است که بانوان در محدوده پارک ساحلی دوو آزادی عمل کمتری دارند که گریز ناپذیر است.

3- خودرویی که مالکش در ساحل دز مبانی اخلاق عمومی و انضباط اجتماعی را رعایت نکند تحت سیستم مکانیزه ی هوشمندی که به سهولت و با زیرساختهای فناوری اطلاعات موجود قابل طراحی و پیاده سازی است پاسخگو شوند.

مثال :

الف) خودرویی که صاحبش مزاحمت های اخلاقی ایجاد میکند و یا تجاهر به رفتارهای غیر اسلامی و بدنهای خالکوبی، کشیدن قلیان و .. فضای اخلاقی را ناامن میکند برای مدت یکماه یا بیشتر در حافظه گیت ورودی ثبت و ممنوع الورود باشد.

ب) خودرویی که صاحبش مرتکب جرمهایی نظیر مشروبات الکلی و مواد مخدر و آلات قمار باشد(صرفنظر از رسیدگی قضایی) برای یک تابستان کامل ممنوع الورود باشد.

ج)...

4- روزهای متعلق به بانوان :

الف) بی حجابی و بد حجابی ممنوع باشد.

ب) شنا با لباسهایی که چسبان، کوتاه و تن نماست ممنوع باشد

ج) حتی المقدور در کنار فضای باز محل های شنا (که می بایست مدیریت شده باشند) یک فضای بسته کاملا محفوظ برای راحتی برخی موارد مصرف خاص بانوان طراحی و تمهید گردد.

د)...

5- خودرویی که صاحبش رعایت فضای نشستن و زیلو پهن کردن و حقوق دیگران را رعایت نکند و یا در نظافت مکانها و آب رودخانه رعایت امور بهداشتی ننماید در هنگام خروج از گیت پارک به دریافت کارت زرد (در بار اول) و کارت قرمز (در سفر بعدی) تنبیه شود و گرفتن کارت قرمز در چنین موردی به معنای محرومیت ورود خودرو به مدت یکماه می باشد.

6- برپایی چادر و خیمه دربسته ممنوع.

8- شهرداری موظف است رختکن های استاندارد برای کاربری عمومی طراحی و تمهید نماید.

9- شهرداری موظف است سایبانهای کافی تمهید و طراحی کند .

10- شهرداری موظف است ظرفیت حضور در پارک ساحلی 4 خرداد (نخوانید علی کله) را با خط کشی و تقسیم بندی مشخص و ظرفیت پذیرش را از طریق سیستم های مکانیزه در سایت اینترنتی این پارک لحظه به لحظه اطلاعرسانی کند تا مسافران بیهوده به این مکان هجوم نیاورند و استاندارد سرویس دهی به مشتریان رعایت گردد.

سوال : آیا پارک ساحلی به این وسعت از یک سینما(که صندلی هایش را از طریق اینترنت به فروش رسانده و اطلاع میدهد) کمتر است؟

11- شهرداری موظف است به سازمان تبلیغات اسلامی میدان عمل دهد تا با تخصیص غرفه های فرهنگی و حتی تمهید استیج سخنرانی و نمایش فیلم، سبد فرهنگی پارک ساحلی 4 خرداد را ارتقا بخشد و مردم در کنار تفریح آب و شنا به تفریح معنوی و روحی هم برسند.

12- شهرداری موظف است با همکاری وزارت ارشاد و اصناف بازار دزفول مشاغل سنتی و صنایع دستی را در حاشیه شرقی پارک(مرز پارک 4 خرداد و مزارستان شهید اباد) در غرفه هایی مستقر و ارایه محصولات کند تا عایدی امور فرهنگی شهرداری را نیز قدری سامان بخشد.

13- شهرداری دزفول موظف است با همکاری رادیو دزفول در سراسر سواحل دز (از پل چهارم تا بیمارستان آیت الله نبوی)

الف) اسپیکرهای بلوتوث (با انرژی خورشیدی) نصب و برای توسعه فرهنگ کاربری از رودخانه، پخش برنامه نموده و مردمی را که زیر سایبانها در حال استراحتند مشتری محتوا مناسب کند.

ب) تاریخچه شهر دزفول و پتانسیلهای فرهنگی اش را به هزاران مسافر کنار ساحل معرفی کند.

ج) تذکرات سلامت و امنیت به مسافران بدهد.

د) ..

14- ...(والخ)


جناب آقای دادستان،

اینها فقط پیشنهاداتی بود که فی المجلس و چکش کاری نشده طرح شد تا بهانه ای باشد برای اینکه حضرات مسئول در دزفول چشم خود را بر روی وضعیت خفت بار فعلی سواحل دز نبندند و از کنار موضوع بسادگی عبور نکنند.

انشاالله که جنابعالی به عنوان دادستان جمهوری اسلامی ایران دز حوزه شهرستان شهید پرور دزفول با ورود مقتدارانه به این مسئله کنار نماینده ولی فقیه در دزفول تا به انتها خواهید ایستاد.

والسلام

مهران موزون

(فعال رسانه و فرهنگ)

17/3/1395

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۲
مهران موزون