دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

امام خامنه ای (مدظله) : اگر یک ملتى احساس عزت نکند، یعنى به داشته‌هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزى ندارد، این ملت براحتى در چنبره‌ى سلطه‌ى بیگانگان قرار میگیرد.

کمونی در کار نبود.
دوشاخه ای چوبی را از تنه درختان مهربان کُنار قرض میکردیم چیزی شبیه این V
از دکان اوسا محمود چرخی یک تکه تیوپ پاره دوچرخه را ریش ریش کرده و دوشاخه چوبی را باندپیچی نموده و یک قَل چرم کمربند کهنه را به اندازه 3 سانت در 5 سانت گیر اورده و به عنوان ترکش استفاده میکردیم.
گلوله هایمان هم که تمامی نداشت زیرا مادر مهربان دز! 
برای کل عمرمان ریگ داشت.
بیچاره بنگشتها.
بیچاره کموترها و قندرها!
بیچاره نشیمنگاه خرانی که زیر بار از کیچه دربندها رد میشدند.
گاهی که مرد خرکی متوجه تکان و لرزش ناگهانی خرش میشد و دلیل را میفهمید با چوبش دنبال ما می افتاد و فریاد میزد : ویس بینُم یتیم!

اما این یگانه مدل تیرکمون دسفیلی نبود!
با یک مفتول ساده که از اسپاک دوچرخه های از رده خارج محمود چرخی میقاپیدیم باز هم همان دوشاخ را با کمی تفاوت شکل میدادیم و قَلی از کشهای نازکی که مادرهایمان موی خواهرهایمان را با آن می بستند کش رفته و با دندانهای تیزمان دو تکه یک سانتی از شلنگ های پلاستیکی جوهر خودکار بیک(رحمت الله علیه) را قطع کرده و کشها را با ان دوقل شلنگ یک سانتی به دوسر دوشاخه مفتولی مهار میکردیم.
گلوله های این مدل تیرکمانها واقعا نامردی و شمری بود.
میخهای ریز و یک و نیم سانتی را از سر چهارراه سی متری خریده و سر میخها را با انبردست چیده و میخی را که سروته اش یک شکل شده بود به حالت  v دراورده و در کِش نازک تیرکمان قرار داده و ....
باز هم بیچاره از نشیمنگاه خران و گاوانی که در ساحل رودخانه مشغول چریدن و یا نشخوار بودند.
شرمنده!!
آنموقع با اشعار سعدی بزرگوار آشنا نبودیم
البته این تیرکمونها برای بنگشتزنی خیلی بهتر بودند زیرا قلوه سنگهای تیرکمونهای لاستیکی بدن گنجشک را می پشکنید.

من اما مصرف بهتری ازین تیرکمونهای فلزی ظریف میکردم.
گربه های بافت قدیم در آنزمان برای خودشان حکومتی بودند.
بزرگترهای مان نیز پُر ری شان می کردند.
وقتی که در حوش یا ریبون دور سینی تلیت اوگوشت می نشستیم گربه ها به فاصله دومتر از سینی با هر میویی که میکردند یک تلیت گیرشان می آمد.
میدانید؟
گدایی گربه ها نبود که مرا نسبت به آنان جری میکرد.
بلکه جوجه های رنگی متعددی که از من به نیش میکشیدند مرا ضدگربه بار آورد.
(ناگفته نماند خودم در سن 5 سالگی طی یک بازی کودکانه جوجه رنگی های خانه خاله هاجر را قتل عام کرده بودم)
القصه...
شبهایی که در حوش یا ریبون میخوابیدیم کمی پس از  خروپف پدرم و خواب ناز باقی خانواده میدیدم که گربه ها هر چند دقیقه طوری از کنار دُشک لحافها رد میشوند که گویی ما مستاجر ایشانیم.
من بیدار می ماندم و میخ دوسرتیز را در کش تیرکمون نهاده و کش کشیده و اماده و دو دستم روی شکمم بیحرکت!! 
گویی که در خواب عمیقم.

به محض عبور گربه از کنارم با فاصله حداکثر  یک متر!! تیر را به شکم یا...اش شلیک میکردم.
خوبی این تیرکمون ها این بود که هم خودشان ظریف بودند هم کششان و هم تیرشان!
بنابرین صدا نداشتند.
و فقط میخ بود که بیصدا همچون نیش مار کبرا در تاریکی شب در بدن حیوان بینوا مینشست.
هیچگاه عکس العمل گربه های را به هنگام اصابت میخ دوسر تیز بر بدنشان فراموش نمیکنم.
بین 70 سانت تا یک متر با دست و پا و دم سیخ شده به هوا پریده و پس از افتادن به زمین مثل گلوله کاتیوشا در میرفتند.
همه ی این قساوت کودکانه را تنها به این دلیل انجام داده و کیف هم میکردم که جوجه های زرد و کُرکی مظلومم را جوری میخوردند که روزهای بعد در ته شوادون پنجه جوجه را می یافتم.
دلم نه فقط برای کشتن جوجه ها بلکه برای رفتار داعشی گربه با آنان میسوخت!



☝️بازنشر مطلب بدون ذکر منبع و نویسنده حروم است.
@desfilioon
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۲۵
مهران موزون


میلاد شاه خراسان را با صدای استاد دولتمند تجربه کنید




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۲۴
مهران موزون

تو عصاره ی تمام گلهای جهاد و شهادت بوستانی هستی که عطر وجودشان هنوز هم فضای دزفول بزرگ را آکنده است.

تو نماینده تمامت غیرتی هستی که از سینه ی مادران دزفول در کام شهدای این دیار چکانده شد.

تویی که این روزها یادآور سرداران رفته و مانده ی مایی.

تو را که می بینم سردار!

بقیتی همچون سردار ماندنی زاده (حفظه الله) برایم تداعی میشود و البته قلب پاره پاره ی سوداگر دلیر.

تو را که می بینم سردار!

تمام شمشیرهای آخته ی صدام کُشِ یلان دزفول بیادم می آید.

اگر صفویان نیست..

اگر حاج عظیم محمدی نیست...

اگر صیاف نیست..

اگر سوداگر نیست..

تو هستی حاجی!

تو هستی دلاور!

رئوفیِ بزرگ هست...

کلولیِ مهربان هست..

خضریانِ دل آزرده هست..

و باقی پهلوانانی که هرگز نمی میرند!

آری، این شمایید که هنوز هم نفس حق تان به ما انرژی "ماندن" میدهد.

مبارکت باشد سردار!

گوارایت باد مدال تازه ای که مولایم بر سینه ات نشاند.

زهی افتخار از اعتمادی که سیدناالقائد به فرزندان دزفول دارد.

سردار!

رواق منظر دزفول آشیانه ی توست!

کرم نما و فرود آی که خانه خانه ی توست!

شک ندارم که مادر مشترکمان(رود زلال دز) منتظر دیدار تو نازنین فرزند خویش است :

تا تو را سلام گوید.

تا تو را خداقوت گوید از تکلیفی که تمام این سالها در ستاد کل نیروهای مسلح ایران زمین بردوش کشیدی.

تو را تحیّت گوید بابت حکم فوق حساسی که شب عید فطر امسال گرفته ای.

تو را سلام سردار!

تو را درود سردار!

و تو ای رشیدترین سرلشکر ایران بدان که :

بنرهای تبریک انتصاب جدیدت در قلب تک تک دسفیلیون حک است.

دیوارهای شهر و رسانه های دزفول را بی خیال!



مطلب خواندنی دزمهراب درباره سردار رشید +

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۴
مهران موزون

 امام خامنه ای مدظله الشریف :

در همین قضیّه‌ی برجام، آمریکایی‌ها کم خیانت نکردند که اینها باید گفته بشود؛ و این فقط کار سیاسیّون نیست که سیاسیّون بگویند؛ بهتر از کار سیاسیّون این است که هنرمندها اینها را بیان کنند. در بین هنرها هم آن‌چیزی‌که از همه دَم‌دست‌تر و آسان‌تر و پُررونق‌تر و سریع‌السّیرتر است، شعر است. باید اینها گفته بشود، باید اینها بیان بشود، باید اینها منتقل بشود در افکار عمومی.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۲:۰۵
مهران موزون

عکس از دزفول امروز +

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۱
مهران موزون

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دادستان محترم شهرستان دزفول

باسلام

باتوجه به فرموده ولی امر مسلمین : سکوی امامت جمعه هر شهر، بالاترین و ارشدترین جایگاه تصمیم سازی و تصمیم گیری امور فرهنگی آن شهر است و با عنایت به اینکه امام جمعه محترم شهرستان دزفول هم از تریبون نمازجمعه و هم از جایگاه صدارت بر شورای فرهنگ عمومی دزفول، راجع به بازگشایی پارک ساحلی علی کله، دستور بر لزوم تدوین پیوست فرهنگی (پیش از راه اندازی مجدد فضای هنجار شکنانه و دیاثت بار این تفریحگاه سنتی) داده اند از شما به عنوان مدعی العموم محترم مردم دارالمومنین دزفول تقاضا داریم دستور پلمپ این مکان را تا زمانی که پیوست فرهنگی کاربری آن تحت شرایط پیشنهادی ذیل، تمهید نشده و در شورای فرهنگ عمومی شهرستان دزفول تصویب نگردیده است صادر فرمایید.

الزامات پیشنهادی برای تدوین و تصویب پیوست فرهنگی گردش کار پارک تفریحی علی کله :

1- بجاست تا نام بی معنی "علی کله" که هیچگونه بار معنایی و فرهنگی ندارد به نام "پارک ساحلی 4 خرداد" تغییر یابد و چه بسا بار ارزشی همین نام والا ،کار مدیریت فرهنگی آن را تسهیل سازد و در همین راستا سد تنظیمی علی کله نیز به "سد تنظیمی 4 خرداد" تغییر نام یابد.

نکته : نام 4 خرداد نه تنها بار ارزشی لازم را به فضای ساحلی این مکان تزریق خواهد کرد بلکه ادای احترامی است به شهدایی گلگون کفنی که بابت خون پاکشان، 4 خرداد در تقویم ایرانیان ثبت شده است و در جنب این پارک غنوده اند.

2- فضای شنای مختلط به کلی در این مکان ممنوع و روزهای مخصوص خواهران نیز تحت شرایط و ضوابط خاص برگزار گردد.

نکته : ممکن است گفته شود خانواده هایی که از سراسر استان به دزفول می آیند چگونه بانوان خود را به داخل پارک ساحلی بفرستند اما مردان خانواده محروم از شنا کردن، خارج از پارک ساحلی بمانند.

پاسخ : تمهید شود تا پارک ساحلی دووَ (بند کلک) به حالت زوج و فرد بین بانوان و آقایان تخصیص داده شود بنابراین خانواده ای که از اهواز می آید تا در ساحل دز تنی به آب بزند، فارغ از اینکه چه روزی از هفته تشریف آورده اند : بانوان شان در پارک 4 خرداد و آقایانشان در پارک دوو (و یا بالعکس) تفریح کنند.

پر واضح است که بانوان در محدوده پارک ساحلی دوو آزادی عمل کمتری دارند که گریز ناپذیر است.

3- خودرویی که مالکش در ساحل دز مبانی اخلاق عمومی و انضباط اجتماعی را رعایت نکند تحت سیستم مکانیزه ی هوشمندی که به سهولت و با زیرساختهای فناوری اطلاعات موجود قابل طراحی و پیاده سازی است پاسخگو شوند.

مثال :

الف) خودرویی که صاحبش مزاحمت های اخلاقی ایجاد میکند و یا تجاهر به رفتارهای غیر اسلامی و بدنهای خالکوبی، کشیدن قلیان و .. فضای اخلاقی را ناامن میکند برای مدت یکماه یا بیشتر در حافظه گیت ورودی ثبت و ممنوع الورود باشد.

ب) خودرویی که صاحبش مرتکب جرمهایی نظیر مشروبات الکلی و مواد مخدر و آلات قمار باشد(صرفنظر از رسیدگی قضایی) برای یک تابستان کامل ممنوع الورود باشد.

ج)...

4- روزهای متعلق به بانوان :

الف) بی حجابی و بد حجابی ممنوع باشد.

ب) شنا با لباسهایی که چسبان، کوتاه و تن نماست ممنوع باشد

ج) حتی المقدور در کنار فضای باز محل های شنا (که می بایست مدیریت شده باشند) یک فضای بسته کاملا محفوظ برای راحتی برخی موارد مصرف خاص بانوان طراحی و تمهید گردد.

د)...

5- خودرویی که صاحبش رعایت فضای نشستن و زیلو پهن کردن و حقوق دیگران را رعایت نکند و یا در نظافت مکانها و آب رودخانه رعایت امور بهداشتی ننماید در هنگام خروج از گیت پارک به دریافت کارت زرد (در بار اول) و کارت قرمز (در سفر بعدی) تنبیه شود و گرفتن کارت قرمز در چنین موردی به معنای محرومیت ورود خودرو به مدت یکماه می باشد.

6- برپایی چادر و خیمه دربسته ممنوع.

8- شهرداری موظف است رختکن های استاندارد برای کاربری عمومی طراحی و تمهید نماید.

9- شهرداری موظف است سایبانهای کافی تمهید و طراحی کند .

10- شهرداری موظف است ظرفیت حضور در پارک ساحلی 4 خرداد (نخوانید علی کله) را با خط کشی و تقسیم بندی مشخص و ظرفیت پذیرش را از طریق سیستم های مکانیزه در سایت اینترنتی این پارک لحظه به لحظه اطلاعرسانی کند تا مسافران بیهوده به این مکان هجوم نیاورند و استاندارد سرویس دهی به مشتریان رعایت گردد.

سوال : آیا پارک ساحلی به این وسعت از یک سینما(که صندلی هایش را از طریق اینترنت به فروش رسانده و اطلاع میدهد) کمتر است؟

11- شهرداری موظف است به سازمان تبلیغات اسلامی میدان عمل دهد تا با تخصیص غرفه های فرهنگی و حتی تمهید استیج سخنرانی و نمایش فیلم، سبد فرهنگی پارک ساحلی 4 خرداد را ارتقا بخشد و مردم در کنار تفریح آب و شنا به تفریح معنوی و روحی هم برسند.

12- شهرداری موظف است با همکاری وزارت ارشاد و اصناف بازار دزفول مشاغل سنتی و صنایع دستی را در حاشیه شرقی پارک(مرز پارک 4 خرداد و مزارستان شهید اباد) در غرفه هایی مستقر و ارایه محصولات کند تا عایدی امور فرهنگی شهرداری را نیز قدری سامان بخشد.

13- شهرداری دزفول موظف است با همکاری رادیو دزفول در سراسر سواحل دز (از پل چهارم تا بیمارستان آیت الله نبوی)

الف) اسپیکرهای بلوتوث (با انرژی خورشیدی) نصب و برای توسعه فرهنگ کاربری از رودخانه، پخش برنامه نموده و مردمی را که زیر سایبانها در حال استراحتند مشتری محتوا مناسب کند.

ب) تاریخچه شهر دزفول و پتانسیلهای فرهنگی اش را به هزاران مسافر کنار ساحل معرفی کند.

ج) تذکرات سلامت و امنیت به مسافران بدهد.

د) ..

14- ...(والخ)


جناب آقای دادستان،

اینها فقط پیشنهاداتی بود که فی المجلس و چکش کاری نشده طرح شد تا بهانه ای باشد برای اینکه حضرات مسئول در دزفول چشم خود را بر روی وضعیت خفت بار فعلی سواحل دز نبندند و از کنار موضوع بسادگی عبور نکنند.

انشاالله که جنابعالی به عنوان دادستان جمهوری اسلامی ایران دز حوزه شهرستان شهید پرور دزفول با ورود مقتدارانه به این مسئله کنار نماینده ولی فقیه در دزفول تا به انتها خواهید ایستاد.

والسلام

مهران موزون

(فعال رسانه و فرهنگ)

17/3/1395

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۲
مهران موزون

پس از سیلاب بهار امسال که خسارات سنگینی به سواحل و تفریحگاههای ساحلی دزفول وارد آمد شهردار محترم شهر که قصدی جز خدمت به مردم شهر ندارد برای التیام روحیه مردم دزفول وعده داد که سواحل دز را بهتر از قبل خواهیم ساخت و قس..

این روحیه و پشتکار آقای مهندس کرمی در تجدید روحیه و امید مردم دزفول قابل تحسین است.

از سوی دیگر امام جمعه محترم شهر نیز که در کنار مردم متدین شهرش از بهره برداری های غیر اخلاقی سواحل دز توسط اغیار (که عمدتا از میهمانان و مسافران ناآشنا با فضای فرهنگی دارالمومنین هستند) ناراضی و نگران است از جایگاه اخلاقی و فرهنگی به مسئولان محترم شهر تذکر داد که : شهرداری در بازسانی پارک ساحلی علی کله باید پیوست فرهنگی ارائه دهد.  (اینجا)     

ایضا فایل صوتی فرمایشات ایشان در تریبون نمازجمعه +

و این سخن بسیار سنجیده و دقیقی است که انتظار میرود شهردار مومن و متدین دزفول، که از فرزندان مکتبی همین شهر است عنایت ویژه روی رعایت آن داشته باشد و به معاونت محترم فرهنگی اش دستور دهد تا با یک فراخوان عمومی از خرد جمعی مردم دزفول برای تدوین این پیوست فرهنگی کمک بگیرد.

حقیت آنست که غالبت مردم ساکن دزفول سالهاست که با تفریح در علی کله غریب اند و تحمل مجالست با فجایع اخلاقی که در آنجا رخ میدهد را ندارند چه اینکه با یک گشت و گذار و گفتگوی ساده با مردم سطح شهر به سهولت میتوان اعتراض نرم و زیر زبانی همه ی آنها را شنید.

متاسفانه به دلیل سرریز فله ای جمعیتی خارج از شهرستان، که از سراسر استان خوزستان به تفریحگاه سنتی علی کله هجوم آورده و تابستان خود را متکی به آن کرده اند بیم آن میرود که برای تابستان امسال فشارهایی از مرکز استان به مسئولین دزفول آورده شود تا بدون تدوین و اعمال یک پیوست فرهنگی مناسب (که متضمن امنیت اخلاقی مردم متدین و ناراحت دزفول هم باشد) مجددا سفره های فسق و فجور در چند ده متری شهدای گلگون کفن دزفول برپا شود.

به تصویر زیر و موقعیت و مجاورت فاجرگاه علی کله با مزار شهدای دفاع مقدس دزفول نگاه کنید و انصاف دهید :


به چند نمونه خبر حول و حوش مفاسد علی کله توجه فرمایید :

کشف ۶۴۵ مورد سلاح سرد در تفرج گاه های دزفول +

کشف ۵۱۶ لیتر مشروبات الکلی داخلی و خارجی در تفرجگاه های دزفول +

۲۳۰ نفر که قصد شرب خمر علنی در دزفول داشتند، دستگیر شدند +

حال شما بفرمایید : 

راه اندازی مجدد علی کله با همان وضعیت پیش از سیل امسال مصداق دیاثت اجتماعی نیست؟

آیا زیبنده مردم دزفول است این امر؟

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۴
مهران موزون

ساعت 8 صبح یک روز از تابستان 1360 بود؛ بعد از واقعه خرداد و نیز عزل بنی صدر که به اتفاق تمامی فرماندهان محورهای عملیاتی منطقه جنوب و به همراهی شورای فرماندهی سپاه از جمله شهید محلاتی، خدمت حضرت امام رسیدیم. اینجانب که در ستاد عملیات منطقه جنوب مسئولیت داشتم، با اشاره برادر رضایی یا شهید محلاتی و اجازه حضرت امام، حدود 7-8 دقیقه از وضعیت مناطق مختلف جنگ گزارشی خدمتشان عرض کردم. البته آن موقع من حدود 25 سال سن داشتم و بیان گزارش در حضور حضرت امام با آن شان و صلابت، کار اسانی نبود؛ اما آرامش و طمانینه آن بزرگوار به همراه لطف و مرحمتی که از خودشان نشان می دادند، کار را راحت می کرد.

در گزارش خود، از وضعیت مناطق دزفول، سوسنگرد، اهواز، دارخوین و ... مطالبی به عرض رساندم تا رسیدم به آبادان. هنوز حصر آبادان شکسته نشده بود. مختصری از عملیات فرماندهی کل قوا و پیشروی دو کیلومتری سپاهیان اسلام گزارش شد. به عرض رسید که مشکل ما در جبهه آبادان است. امام با دقت به بحث عنایت نشان می دادند. زمانی که کلمه "آبادان" را با لهجه خوزستانی نقل کردم؛ حضرت امام بلافاصله فرمودند: "چه گفتی؟!" من فورا بیانم را اصلاح کردم که آن بزرگوار با اشاره سر فرمودند ادامه دهید. در آن زمان یواش یواش سیستم سپاه در جنگ جای پای خود را یافته و جایگاه خود را پیدا می کرد. ما چندین عملیات محدود و نسبتا موفق را تجربه کرده و از اینرو با اعتماد بیشتری نسبت به آینده حرف می زدیم. این موضوع باعث خوشحالی حضرت امام و شادی بچه ها بود. در مجموع یکی از پر افتخارترین خاطره های دوران زندگی اینجانب، همین خاطره گزارش در حضور آن بزرگوار در این جلسه است که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۱۴
مهران موزون

من به سهم خودم پهلوان را اولین بار سال 1386 روی آنتن شبکه جام جم بردم.

بارها نیز درباره اش نوشتم و گفتم و گفتم و گفتم.

و اُف بر ما باد که سلطان بلامنازع "مدال آوری تاریخ ایران" از غربت در شهر خودش بگوید.

پهلوان، در آستانه 4 خرداد او برای اولین بار زبان به شکوه گشوده است (اینجا)

من اما،

مانده ام مات! که چرا زمین دزفول دهان باز نمیکند و برخی ها را در خود فرو نمی برد.

پیش از این نوشتم : شما عبدالرضا را نمی بینید ولی خدای عبدالرضا شما را می بیند (اینجا)

و نوشتم برایش : سلاطین 4  (اینجا)

اما ظاهرا برخی میزهای دزفول هم کرند و هم کور.

دیسون مثل همیشه در برابر سلطان مدال ایران زانو زده و سر تعظیم فرود می آورد .

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۵۶
مهران موزون

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۶
مهران موزون