دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

دیسون در گویش دزفولی به معنای مکتبخانه است

دیسون

امام خامنه ای (مدظله) : اگر یک ملتى احساس عزت نکند، یعنى به داشته‌هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزى ندارد، این ملت براحتى در چنبره‌ى سلطه‌ى بیگانگان قرار میگیرد.

برای خروج حجت الاسلام ابوالقاسمی پور

سه شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۳، ۰۵:۱۷ ب.ظ

سلام برادر

تاکنون افتخار اینکه خدمتتان برسم را نداشته ام، بگذارید به حساب کم سعادتی بنده.

اما بعد..

سخن اول

شب عید فطر امسال از تهران به سمت شهر به راه افتادم.

حوالی اراک بود که یکی از بچه های مسجد آقا فتاح تماس گرفت(نمیدانست که راهی شهرم).

با دلی گرفته و غمزده از بنده کمک خواست.

گفتم : در خدمتم.

ساده و بی پیرایه گفت : آقای ابوالقاسمی میخواهد از دزفول برود.

گفتم : چرا؟

گفت : مَری عاجزش کُردنه(ظاهراً اذیتش میکنند و خسته شده است)

و ادامه داد : رفتن ایشان قلب خیلی ها را میشکند زیرا بچه های زیادی در مسجد توتونچی گرد شمع وجود ایشان جمع اند.

گفتم : میدانی که هرگاه که به شهر می آیم وقت و زمانی برای خودم و خانواده ام تقریبا نمی ماند و این بار نیز هنوز به شهر نرسیده چند قرار و مدار دارم لذا توانایی تعیین قرار دیدار با ایشان از من ساقط است اما شما از جناب ابوالقاسمی پور درخواست نمایید که وقتی تعیین نمایند تا در کنج دنج مسجد آقافتاح(دور از چشم دیگران) در محضرشان بنشینیم و بنده چند پرسش ساده را از ایشان مطرح کنم تا شاید مسئله بهتر روشن شود(البته اگر قابل بدانند)

گفت : ممنون(و رفت که جواب بیاورد)

ظاهراً موفق به تعیین قرار و یا جلب رضایت شما نشد.

من اما در همان چند روزی که در شهر بودم بی آنکه سراغ بگیرم از گوشه و کنار زمزمه ی تصمیم به خروج شما را چندبار دیگر شنیدم و احسنت گفتم به کسی که اینچنین در سینه ی مردم شهرم جای دارد که تصمیمش برای هجرت از دزفول دهان به دهان میگردد.

و چه خوش گفت : سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز.

گذشت و من از شهر راهی تهران شدم.

در راه تصمیم به نوشتن مطلبی در این خصوص گرفتم اما برای آنکه یکطرفه به قاضی نرفته  باشم در تماسی که جناب آقای «ب.ج» با حقیر داشت(در خصوص موضوعی دیگر) از ایشان پرسیدم که قصه ی آقای ابوالقاسمی پور چیست؟ و چه کسانی ایشان  را تحت فشار یا اذیت قرار داده اند؟

گفت : اصلا چنین چیزی نیست و اذیتی در کار نبوده. آقای ابوالقاسمی از آنجا که هنوز در سالهای میانی عمرشریفشان هستند و فرد بسیار مستعدی برای ارتقاء به مدارج بالای علمی و حوزوی اند علاقمندند که چندسالی در قم مستقر شوند تا با درجات بالاتری از دانش در خدمت دزفول عزیزمان باشند.

سخن دوم

حال با توجه به شنیده های متناقضی که از لسان همشهریان ارجمند در مورد هجرت شما شنیدم دلم میخواهد عرضم را از راهی دور به شما بزرگوار عرضه کنم :

نمیدانم فاش کردن این مطلب در اینجا و در محضر عام صحیح است یا خیر! اما با توکل برخدا برای اولین بار آنچه را که در سال 84 از لسان یکی از اساتیدم شنیدم بازگو میکنم :

سال 84 کلاسی با استادی داشتیم که ایشان از سادات هم بودند.

روزی سرکلاس بحث برسر انجام تکلیف و حضور درصحنه برای انقلاب و نظام و کشور بود.

ایشان اینگونه گفتند :

(( چندی پیش به دلایلی همچون وجود بازیهای جناحی رایج در کشور احساس خستگی و دلسردی زیادی داشتم و تصمیم گرفتم تا از محل خدمتم بازخرید شوم و بروم در بازار مشغول امرار معاش شده و از مسئولیت هایم فارغ شوم. دلم نمیخواست بدون اذن حضرت آقا اینکار را بکنم . به همین خاطر توسط آقای «ح» از ایشان کسب تکلیف کردم. پاسخ مقام معظم رهبری به آقای «ح» این بود : به سید بگویید اگر قرار بر ول کردن و رفتن باشد سید علی پیش از همه ی شما باید ول کند و برود.

وقتی پیغام آقا به من ابلاغ شد بشدت گریستم و از تصمیم خود شرمنده شدم.))

جناب ابوالقاسمی عزیز،

آن دوستی که به بنده تلفن کرد و گفت : با آقای ابوالقاسمی صحبت کنید و نگذارید برود و گفت که دلیل رفتن شما اذیت شدن است شخص امین و محترم و باتقوایی است اما آقای «ب.ج» نیز شخصیتی باتقوا و امین و البته با اشراف اطلاعاتی بیشتر از نفر قبلی است لذا اینجانب تحلیل آقای «ب.ج» را حمل بر صحت و دقت بیشتری کرده و اینگونه اعتقاد خواهم داشت که شما آشیان دزفول را سیمرغ وار ترک کرده و نوک کوه قافِ قم بال میگسترانید تا انشاالله با سقف پرواز بلندتر به دزفول بازگردید و البته بچه های مسجد توتونچی و دزفول نیز چند «پَرِ» شما را به گرو خواهند داشت تا هرگاه که به چشمه ی وجود شما نیاز داشتند یکی را آتش زده و شما فی الحال آنان را دریابید، درست همانگونه که دانشمند معظم جناب آقای دکتر خسروپناه(حفظه الله) هم در تهران اند هم در قم و هم در دزفول.

بنده کوچکتر از آن بوده و هستم که کسی چون شما را نصیحت کنم که خودم فقیر الی الله هستم اما به ذکر سخنی از امام خامنه ای (مدظله) اکتفا کردم و اصلا نیازی نبوده و نیست که شما را به حلمِ بی پایان امیر المومنین ع در برابر شدائد ارجاع دهم.

همان بهتر که به فرموده ی آقای «ب.ج» که شما به قم میروید تا در کنار تعلیم بچه های دزفول، خودتان نیز به تعلم مشغول شوید قناعت کنم.

سخن سوم

سخنی کوتاه با بچه های دزفول :

توصیه میکنم از اوقاتی که جناب آقای ابوالقاسمی در قم صرف می کنند استفاده کرده و ارتباطتان را با طلبه های همشهری و علمای عظام افزایش دهید.

دوستان :

خروج آقای ابوالقاسمی از دزفول خدای ناکرده خروج از دین که نیست؟بلکه خروج یک معلم از حیطه تعلیم به حوزه ی تعلم می باشد که این یک موضوع مبارک است.

شک نکنید که استادتان(آقای ابوالقاسمی پور) دست پروده ی همان پیامبری است که برای ابلاغ رسالتش، خاکروبه و شکمبه ی گوسفند را نیز برسرش ریختند و جاخالی نکرد.

آقای ابوالقاسمی فرزند همان مکتبی است که زیر سُم اسب نیز دست از پیگیری حدود الهی برنمیدارد.

ایشان پیرو همان حضرت روح الله(ره) است که فرمود : کار برای خدا دلسردی ندارد.

پس..

چه باک که بخشی از اوقات شریف ایشان در محضر بزرگترهای مدرسه ی امام صادق ع صرف شود؟

امروز مسجد توتونچی و دزفول را باید تنگه احدی دانست که در نبود ابوالقاسمی پورها باید آن را حفظ کرد تا بروند و با توشه باری فراخ تر بازگردند.

انشاالله.


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۱۴
مهران موزون

نظرات  (۳۲)

بس کنید دیگه حالم ازهرچی روحانیه روحانی نما هست بهم میخوره.اگه 313 تاش ادم بودن اقا میومد.
خدا انشاءالله حفظ کنه ازخطاها وبلایا شیخ عظیم رو.
سلام
بخدا بعضیا حرف چرت میزنن .اگه اقای ابوالقاسمی رو نشناختی دهان مبارک روالکی بازنکن وهرچی بردهن مبارک میاد بگی .نمیترسی ازروز حساب.بنده یه یال شاگردش بودم وچندین سال زیر ممبرش .من اهدافش ومشی ایشون میدونم.
کو اون رجال دیگه ؟!!!!
پاسخ:
سلام
ببخشید متوجه نشدم خطاب شما اینجانب بودم یا کس دیگری؟
واقعا متاسفم که هنوز اشخاصی متوجه نشده اند که این عالم اخلاقی نفسشون برکت داره همش دم از شخصیت محوری میزنند.
فن بیان ومحبوبیتی که استاد ابوالقاسمی پور دارند باعث شده که اینهمه نظر بخواید درموردشون بدید وگرته اینهمه عالم تو دزفول میرن و میان پس چرا درمورد اونها هیچ سخنی گفته نمیشه...
ما مردم دزفول همیشه باید شخصی رو از دست بدیم تا بعدش بگیم حیف چه مرد شریف وخوبی بود واقعا برای خودمون متاسفم که به خودمون اجازه میدیم اینطور درمورد این عالم برجسته سخن بگیم...!

من از همینجا به نمایندگی از طلاب دزفولی که تو قم درس میخونن یا جدیدا به قم اومدن عرض میکنم که همگی به علمیت و محوریت شیخ عظیم اذعان داریم و هشت سال که چه عرض کنم هشت صد سال دیگه هم که شاگردی ایشون رو بکنیم نمیتونیم همچون این عالم وارسته باشیم...
پاسخ:
سلام
۱۸ مرداد ۹۳ ، ۰۰:۱۲ رفیق جمعه شب های مسجد
ایشون صرفا سخنرانی اخلاقی داشتند ولی نتونستند طلبه تربیت کنند اگه غیر از این بود راهش استوار می ماند و جایگزینی داشت.
این هییت یکی از اساسی ترین مشکلاتش شخص مداری بود.
چه تو مداحی چه در سخنرانی. 
الان کو مداح؟کو سخنران؟
اشتباه مسولینش اینه که فکر میکنن خلایق بخاطر شخص میان یعنی اگه جایگزینی اومد دیگه، الفاتحه...
این حرف رو با قاطعیت میگم.

سلام آقای دیده بان :

* شما دیده بان خوبی نیستید

* بدون بازنگری ارسال نکنید

* نسبت به افکارو قضاوتتان بازنگری داشته باشید و احساسی ننویسید 

* فرصت را فرست ننویسید . فراست داشته باشید 

* معنای { به تبع زبان } که در سطر چهارم نوشته اید چیست ؟ شاید مرادتان { بالطبع ) باشد

* معنای { عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود } را می دانید ؟ گمان نمی کنم . یا اگر هم بدانید بر خلاف آن ادعا کرده اید

* نوشته اید { دزفول یک زمانی شیخ اعظم را از خود رانده است } مستند شما چیست ؟





پاسخ:
سلام
راستش را بخواهید بنده نیز این سوال را داشته ام که : شیخ اعظم را چرا و برای چه باید از دزفول برانند؟
اگر کسی میداند و مستنداتی دارد خوب است بدانیم.
۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۳ دلسوز دزفول
اقای دیده بان
شما نوشته اید: "بنده با اکثر فضلای دزفول ارتباط نزدیک داشته ام کسی را به وسعت قلبی و درجات اخلاقی ایشان سراغ ندارم"
شما یا با اکثر فضلای دزفول ارتباط نداشته اید یا از وسعت قلب و درجات اخلاقی خبر ندارید!!
شما که پا منبری درس اخلاق شیخ عظیم بوده اید چطور به خود اجازه می دهید اینچنین درباره فضلای دزفول صحبت کنید و درجه بندی کنید.
پاسخ سوال دوم رو بدلیل اینکه این وبلاگ عمومیت دارد اینجا نمی دهم.
در پاسخ سوال سوم باید بگم که مگر انتقاد در قاموس شما گناه کبیره است؟
شما چه اصراری دارید که به همه القا کنید که شیخ عظیم را از شهر بیرون کرده اند و قم رفتنش بخاطر درس و مشق نیست و آزرده شدن دلیل رفتن است.
اگر اخلاقیات اجازه می داد و اینجا عمومی نبود حرف هایی برای گفتن دارم
ضمناً شما که میگویید 70 طلبه پرورش داده، خوب یکی از همین طلبه ها راهش را ادامه دهد.
۱۷ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۱۲ رفیق جمعه شب های مسجد
آقای دیده بان کمی آهسته تر برادر، به کجا چنین شتابان
در زنده بودن مراسم جمعه شب با حضور ایشون شکی نیست ولی گاهی اوقات توفیقی حاصل میشود و شخص یا اشخاصی جلوه حضورشون بیشتر میشه رنگ حضور ایشون هم با فوت شیخ رضا پر رنگ شد و گرنه ایشون هر سال قبل از فوت شیخ رضا ده محرم تو مسجد منبر داشتن و تفاوتی با بقیه محافل نداشت.
حالا سوال اینه چرا یک نفر دیگه این توفیق رو پیدا نکنه؟ چرا میخواید با رفتن ایشون بازم سخنران انحصاری بمونه؟ با سخنران غایب از نظر.
اون آقای دلسوز دزفول واقعا بجا گفتن که مگه اینجا قحط الرجاله؟
به فرض هم که قحط الرجال باشه چرا یکی از فضلای مقیم قم که دزفولی باشن رو نمیارن؟
ضمنا یک عالم از آزار و اذیت دیگران نباید به حدی ناراحت بشه که بذاره و بره؟این جز نشون دهنده ضعف شخص نیست.
پاسخ:
خداوند روح مرحوم آقا شیخ رضا ابوالقاسم پور رو با ارواح طیبه ی شهدای کربلا محشور فرماید. 
۱۷ مرداد ۹۳ ، ۱۷:۳۵ محمد دیده بان
جناب موزون
باتشکر از شما به جهت دغدغه مندیتان
کامنت ها را خواندم
هر وقت کسی حضورش در منظر عموم کمتر می شود به تبع زبان ها انتقاد و نقد و دلسوزی فراخ تر خواهد شد
خیلی فرست نگاشت ندارم
فقط چند خط خطاب برخی دوستان :
1. رفتن آقای ابوالقاسمی از دزفول خسرانی است که هیچ گاه جبران نخواهد شد چرا که بنده با اکثر فضلای دزفول ارتباط نزدیک داشته ام کسی را به وسعت قلبی و درجات اخلاقی ایشان سراغ ندارم .
2. مگر همه آقایان مقیم در دزفول  صاحب مسجد و منبر و دارای شهرت نیستند پس چرا پای منبرشان خبری نیست؟
3. چرا که خیلی از آقایان که فرزندانشان جمعه شب ها پای منبر ایشان هستند معملاً منتقد هیئت روضت العباس(ع) هستند؟
4. مگر هنر یک روحانی چیزی جزء زنده نگاه داشتن و نشر معارف اسلامی و اخلاقی در بین مردم است ؟
5.مگر شیخ عظیم روی منبر چه می گوید که در محفل قریب به 1000 نفری هفتگی ایشان استاد دانشگاه و مکانیک،طبیب و دانشجو ، پیرمرد و جوان ، بازاری و ... یک جا می نشینند و حضور مستمر هفتگی و خانوادگی دارند؟
و.... 
و ده ها سوال دیگر
حال مطلب آخر 
جناب موزون
دزفول یک زمانی شیخ اعظم را از خود رانده است و حالا یک طالبه ساده و یا به قول برخی آقایان بی سواد ، دارد از دزفول می رود و یک جمعیت 1000 نفری دنبال ایشان اشک می ریزد ... 
معنای آن رفتن و این رفتن را شما که کار فرهنگی می کنید،می فهمید یعنی چه ؟.... 
حالا بماند کسی او را عاجز کرده و یا کم لطفی دوستان مدیر او را آزرده بماند و لی طلبه ای که در بهترین سن تحصیل ترم سوم کارشناسی ارشد در یکی از بهترین دانشگاه های کشور و درس خارج حوزه را به یک باره رها می کند  به دزفول می آید به نظر شما بعد از 8 سال جهاد فرهنگی،تربیت نزدیک به 70طلبه و قالب سازی معنویت و سبک زندگی اسلامی حداقل 4000 خانواده ، 
وووو ... برای درس خواندن به قم می رود؟
باشد که این از دست دادن نعمت ها بچه های دزفول را از ابرخی روحیات اخلاقی به قول شما خروج دهد ... 
بدون بازنگری ارسال کردم
التماس دعا
پاسخ:
سلام
ممنون از لطف شما.
اما بعد..
حال که اینطور شد از جانب بنده نیابت دارید خدمت ایشان سلام برسانید و بفرمایید :
(( دیسون یک وبلاگ بیش نیست اما خادمش اهل رسانه است و حاضر است یک مصاحبه ی جانانه با ایشان انجام دهد با این شرایط :
1) ویرایش نهایی مصاحبه با تایید ایشان خواهد بود.
2) خط سیر مصاحبه با انتخاب ایشان خواهد بود.
3) خیالشان راحت باشد از اینکه یک مصاحبه ی کاملا حرفه ای که خطوط قرمز رسانه ای و بارحقوقی آن نیز رعایت شده و در عین حال مخاطبان رفع عطش کرده باشند انجام خواهد شد
4) به هر سوالی که صلاح دانستند پاسخ دهند))
این پیشنهاد برای رفع ابهامات دوستداران ایشان و همچنین دغدغه مندان منبر و فرهنگ می باشد.
ممنون میشوم پاسخ را خصوصی یا عمومی(به انتخاب خود شما) برای بنده بیاورید.

سلام . مطالب دلسوز دزفولی قابل توجه و در خور تحسین و تمجیده . آقای موزون سازمان تبلیغات ؟ شما و کشتی در خشکی راندن ؟ یه چیز دیگه : اینطور نیست که هر کس بره قم در پی کسب علم و افزودن بر دانشش باشه ، در اکثر موارد این بهانه ای بیش نیست بیشترشون جهت راحت طلبی و فرار از گرما و خاک و غبار فرار می کنند . ببخشید هجرت می کنند . از دکتر و مهندس گرفته تا عالم دینی ... کاش ما هم بتونیم خودمونو قانع کنیم به هجرت
پاسخ:
سلام
انشالله که در مورد آقای ابوالقاسمی پور اینگونه نیست
۱۷ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۱۴ دلسوز دزفول
جناب اقای موزون
افراد در مواجهه با این قضیه چند دسته اند
گروهی مثل شما یک مفهوم و یک اصل رو مورد بررسی قرار داده اند و حرفشون خطاب به شخص نیست و یک کلیت رو مد نظر دارند
گروهی دیگر از نزدیکان هستند و به هر دری میزنند که نشان دهند شیخ رو نمیذاشتن کار کنه و میخواد به نشونه ی اعتراض بره
گروهی هم افرادی هستند که عادت حسنه ای پیدا کردن و علاقمند به شرکت در یک برنامه و محفل امام زمانی(عج) هستند که خیلی هم براشون مهم نیست پای منبر چه شخصی بشینن و بیشتر دوست دارند اصل مراسم حفظ شود که متاسفانه با برنامه ریزی جدید متصدیان (برگزاری گاهی یکبار مراسم که تازه ممکن است بیشتر از یک ماه هم طول بکشد) مکدر هستند
گروهی فکر می کنن در دزفول و دزفولی ها قحط الرجال و قحط العلماء اتفاق افتاده و به هیچ وجه نباید تک عالم دزفول!، دزفول رو ترک کند، که حداقل پیشنهادم به این دوستان امتحان منبر یکی دیگر از علمای شهر است
در نهایت امیدوارم مسئولین هیئت متوجه باشند که این تجمع دوست داران امام زمان (عج)، قدمتی ده - پانزده ساله داره و نباید به راحتی به خودشان اجازه بدن که این برنامه رو بخاطر اینکه حتما از نفر قبلی! استفاده کنن از حالت هفتگی به گاهی یکبار تبدیل کنند.
پاسخ:
سلام
نکته صحیحیه و امیدوارم که مورد توجه حضرات قرار بگیره.
شاید در چند روز آینده بنده پیشنهادی رو از همین طریق به سازمان محترم تبلیغات اسلامی ارائه کنم.
سلام عمو جان. مثل همیشه عالی بود احسنت.
من بارها سعادت داشتم و پای منبر ایشون کسب فیض کردم 
انشاءلله هر جا هستند زیر سایه اقا امام زمان موفق وموید باشند.
پاسخ:
سلام دخترم
لطف داری.
انشالله.
سلام . به نظر من {عوامل گرایش } نسبت به جلسات مذهبی و حتی عالمان دینی در موارد زیادی دچار آسیب شده . کم نبوده و نیست و نخواهد بود کسانی که به خاطر بیان صریح و قاطعانه حق و موضعگیری بجا ، منزوی و مورد انکار و عدم اقبال قرار گرفته و می گیرند . حتی افراد یک خانواده و یا یک طائفه خواهان مراوده و معاشرت با چنین فردی که از خودشان هست نیستند . آقای موزون ، معیار من برای نمره مثبت دادن به مبلغین دین و متدینین و مساجد و مجالس مذهبی ، برگزاری جلسه دعای ندبه و یا صاحب الزمان رو فریاد کردن نیست . بلکه موضعگیری در مقابل هنجار شکنی ها و زیر پا رفتن ارزش ها و حدود قرآن و مانند آن می باشد . اگر داعی الی الحق و ناهی عن المنکر نیستیم ، لااقل حامی چنین کسانی باشیم ... همین 
پاسخ:
احسنت.
خدا حفظتان کند
سلام . به نظر من اگر به جای خروج حجت الاسلام ابوالقاسمی پور ، می نوشتید هجرت حجت الاسلام ابوالقاسمی پور بهتر بود . چون استعمال کلمه خروج در معنی طغیان خیلی رایجه .
پاسخ:
سلام
راستش تعمداً نوشتم «خروج».

۱۶ مرداد ۹۳ ، ۲۱:۲۴ سید سرزمین خاطره ها

سلام مهندس
با حوادث در مساجد بروز شدم منور بفرمایید.
التماس دعا

برای خواندن پست بعدا" خدمت میرسم فعلا باید برم زنون گردون!!

پاسخ:
سلام سید
خدمت میرسم

سلام . من ستیزه ای با صاحبان فضلیت ندارم ، اما از افراط و تفریط و فضائل ساختگی بشدت متنفرم . آقای موزون ، به نظر شما شلوغی در اطراف بعضی از مداحان و دعاهای ندبه و مانند اینها مولود چیه ؟ در تایید سخنان برادر دلسوز دزفولی و انتقاد از صحبت های آقای محمد حسن باید بگم که من گاهی توفیق شرکت در نماز جماعت مسجد ساکیان که آقای انصاری نماز می خوانند رو داشته ام و خبر دارم که ایشون بیش از ده ساله که هر شب بعد از نماز صحبت می کنه و حداقل 30 دقیقه . و ... بهتره حسن ختام حرفم این جمله باشه :  اینجا دزفول است ...

پاسخ:
سلام
با شما موافقم و به شما غبطه میخورم که فرصت اقامه نماز به امامت آقای انصاری را دارید.
آی موزون لطفا حالا که تو قضیه ورود پیدا کردید تا آخر پیگیری کنید.
من اگه به کار درستی دیسون اعتماد نداشتم قطعا اینچنین پیامی اینجا نمیدادم.
در صحت و انجام حمایت از دزفولی های مقیم شهرهایی دیگه که برا یه مدت میان و بنا به هر دلایلی دوباره قصد برگشت میکنند شکی نیست مثل روز روشنه که این حمایت از جریان و نه شخص رو هر عقل سلیمی انجام میده.
بحث اصلی ادامه کار منبر و کار فرهنگیه.
اگه دغدغه مند و دلسوز هستید که صد البته هستید به مجموعه گوش زد کنید


پاسخ:
در حد وسع و اختیارم(به عنوان یک مسملان همشهری) چشم.
از حُسن ظن شما تشکر میکنم.
سلام
بحث رو ریسک و تدبیر عوامله چرا یکیو جایگزین نمیکنند؟
عمق فاجعه زیاده که بخاطر ایشون مراسم کنسل بشه.
از اونایی که دغدغه مند فرهنگی شهر هستند کمک کنند.
عوامل تا جایی که بنده میدونم به فکر جمعیت هستند که کم نشن.
دغدغه ی بجایی هم هست.
آی موزون تو کامنتا قبلی هم گفتم نمی تونم هضم کنم که ایشون قبول کرده مراسم کنسل باشه تا خودشون بیان.
چطور یه آدم متعهد میتونه اینو بگه.
پاسخ:
سلام
متاسفانه بنده در جریان ریز این مسائلی که فرمودید نیستم پس نمیتونم قضاوت کنم. تایید این کامنت شما هم به معنای قبول یا رد اونچه مرقوم نمودید نیست!
اصولا کلیت بحثی که برای من مطرح شد «رفتن یا ماندن» یک روحانی توانا از شهر بود.
اینکه مراسم خاصی هم هست که با رفتن ایشون کنسل میشه یا نمیشه و یا ... بنده درجریان نیستم و فعلا قضاوتی ندارم.

سلام آقای موزون . اجازه دارم حرفمو راحت و ساده بگم ؟

آقای ابوالقاسمی ، میخواهی بری ؟ خب برو . چرا از مدت ها قبل می کنیش تو بوق ؟ که عده ای جمع بشوند و یا حسین و یا علی و وامصیبتاه سر بدهند ؟! بر نامه فرهنگی مسجد توتونچی در مدتی که شما بودند چی بوده ؟ میشه ما هم بدونیم ؟ گاهی دلم میسوزه برای گوش های زیادی که حرف هایی رو که باید بشنوند نمی شنوند . شلوغی بعضی مساجد  گاهی به خاطر مسائلی است جز حضور شخص خاصی . مثل شلوغی نماز جماعت توی حرم امام رضا ع که به خاطر امام رضاست نه امام جماعت . ای به فدای این کلام رهبر که آقای موزون نقل کردند ( اگر قرار بر ول کردن و رفتن باشد سید علی پیش از همه ی شما باید ول کند و برود ) 

پاسخ:
سلام
هرچه کردم که بخشی از عبارات شما رو حذف کنم دیدم نمیشه.
لذا با عرض پوزش از آقای ابوالقاسمی پور، بنده پاسخ جنابعالی رو عرض میکنم :
1) بنظرم میرسه در مسجد توتونچی علیرغم اینکه امام رضا (ع) دفن نیست اما در کلام و بیان این روحانی محترم نکته ها و بیانی بر جان و دل جوانان شهر نشسته که اینگونه خواهانش هستند.کما اینکه بنده سالها مقیم مشهد بوده ام و میدونم که غیر از ضریح مطهر، منابری در رواق ها برپاست و میزان شلوغی این منابر یکسان نیست چون روحانیونی که بالای منبر میرند یکسان نیستند  لذا صحیح نیست که به جای ادبیات «جذب حداکثری» بیایم و با بیان و لحن «دفع حداقلی» اینگونه با ایشون حرف بزنیم.
2) من که از درون مسجد شهید توتونچی و برنامه هاش بیخبرم اما جان برادر! فرض کنید مسجد توتونچی هیچ خروجی نداره غیر از کلام و بیان جاذب آقای ابوالقاسمی پور. آیا در شهری که بشدت محتاج تقویت حضور روحانیت هستیم همین هم غنیمت نیست؟
3) از نوشتار شما میتوان برداشت کرد که انسانی دغدغه مند و ارزشی هستید اما باعرض پوزش با لحن و بیان شما در دوخط اول موافق نیستم ضمن اینکه خود ایشون تاحالا ندا سردادند که میخوان برن؟ خیر!
این بچه های مسجد هستند که بالاخره از تمهیدات ایشون برای هجرت باخبرند و دارند هل من ناصر میطلبن برای انصراف ایشون.
وانگهی : اگر کسی که منبری به این شلوغی داره یکهو و بیخبر بذاره بره نمیگن : قصه چی بود؟ نمیگن فرار کرد؟نمیگن قهر کرد؟
من و شمای عادی بخواییم بریم تا سردشت و دو روز چادر بزنیم لااقل چارتا رفیق و بستگانمون نمیدونن؟ چه برسه به اینکه بخواییم هجرت کنیم و مشتاقان و رفقای مسجدی رو ترک کنیم.
بنده در یکی از کمیته های شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور عضو بودم. زمانش رسید که از خودم رفع مسئولیت کنم. این اختیار رو داشتم که در یک لحظه و یک روز بگم : دیگه نمیتونم بیام.
اما احساس کردم جوانمردانه نیست. چون بنده یکی از اعضای فعال کمیته بودم و کمیته نباید یکهو خلا بنده رو تحمل میکرد. بنابراین از یکماه قبل گفتم که دارم میرم..به فکر جایگزین باشید.
عزیزدل برادر! این بچه های شهر و مسجد توتونچی هستند که دارن فتیله ی قضیه رو بالا میکشن.
در پایان از پیام دغدغه مندانه ی شما تشکر میکنم.
ضمناً : هیچکس «نخودی» نیست حتی شما.
۱۶ مرداد ۹۳ ، ۰۹:۳۴ یک دیسونی اصیل !
سلام و عیدتان مبارک ، هر چند با تأخیر 10 روزه ! طاعاتتان هم قبول حق.
متاسفانه همانطوریکه برخی از دوستان هم فرمودند ، شخص محوری در برنامه های فرهنگی یکی از آفات کار فرهنگی است.
البته برای شروع و رونق برنامه بسیار ضروری است ولی برای استمرار آن میشود آفت. همان بحث معروف " تهدید و فرصت " ای  که در اداره یک مجموعه وجود دارد در اینجا نیز مصداق پیدا میکند ، یک مجری فرهنگی قوی هر چه قوی باشد یک فرصت برای بروز و ظهور آن پدیده فرهنگی است ولی اگر آن برنامه منحصراً متکی به آن مجری شد ، همین فرصت بسیار مناسب میشود یک تهدید برای همان کار فرهنگی و موجب خدای ناکرده ، عدم موفقیت آن.
نمونه این قضیه را در استارت کار هیئت عاشقان کربلا در دزفول از سال 1368 با مراسم شام غریبان امام علی(ع) و با حضور مداح ارزشمند و گرانقدر ، حاج صادق آهنگران داشتیم ، که تا چندین سال محوریت اجرای برنامه با ایشان بود. در اولین سالی که این بزرگوار به دلیل مشکلاتی نتوانستند حضور یابند ، حضار در هیئت دائماً از علت نیامدن ایشان گله مند بودند و حتی در برنامه های سال بعد هم افت شدیدی در کمیت حضار دیده میشد .
با یک آسیب شناسی که در این خصوص انجام شد ، متولیان هیئت به این نتیجه رسیدند که باید هیئت را از اتکاء به یک مداح جدا کرد و اینگونه شد که مراسمات هیئت بحمدلله و المنة پس از حدود 25 سال از تأسیس آن ، با قوت به کار خود ادامه میدهد و هر سال بر شکوه این مراسمات افزوده شده است.شکوه سالهای بعد مراسم هم از توانمندی حاج صادق کم که نکرده هیچ ، بلکه بر وزانت ایشان افزوده است. موفق باشید.
پاسخ:
سلام بر دیسونی قدیم!! (چون همه ی کسانی که راه و منش دیسون را معتقدند اما از وجود این وبلاگ بیمقدار خبر ندارند نیز دیسونی اصیل هستند. دیسون یک وبلاگ نیست یک مکتب و یک پارادایم فکری است) اما اگر منظورتان از «اصیل» قدمت حضور شما در دیسون است باید عرض کنم : سلام قدیمی! سلامی پیشکسوت!
اما بعد..
مثال خوبی را آوردید.
جان کلام شما همان چیزی است  که بنده در مجموعه هایی که مسئول یا مدیر آن بوده یا هستم رعایت میکنم : «فرآیند محوری».
وقتی فرآیندها مستقر باشند دیگر سیستم قائم به شخص نخواهد بود. مجموعه «فرآیند محور» همیشه پویا و زاینده است و اعضای ضعیف در سیستم را (چه رئیس چه مرئوس) یا دفع میکند و یا وادار به ارتقاء.
بنده همیشه افتخار داشته ام که در محیط کاری خویش(کارمند باشم یا مدیر فرقی نمیکند) فرآیندهای سیستمی را مستقر کنم تا اگر ماموریت رفتم اگر منتقل شدم اگر جابجا شدم اگر مُردَم! مشکلی برای گردش کاری پیش نیاید.
دزفول هم اکنون شدیدا محتاج استقرار فرآیندهای حساب شده و فراشخصی است.
نکته ای که به تنی چند از مسئولین شهر( و حتی فرماندار محترم جدیدمان) عرض کرده ام.
یا حق
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۳۹ محمدحسین درچین
سلام یاور شما بزرگوارید و این را هم ثابت کرده اید 
قربان همه قلبت با آن دو فنری که توفیق نصیبشان شده در معیتت باشند .
عشقبازی آنان نمودند که رفتند و ما ماندیم که به آنان و دوستان بگوییم . التماس دعا
پاسخ:
سلام استاد
محتاجبم به دعا دلاور.
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۲۵ احسان فتحی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
ای ****** همونی نیست که تو دانشگاه فرمودند **** ****** ** *** ******* ؟ ها؟ اون نیست ؟ باریکلا درسته خودشه یعنی **** * ****** ** دارند به این بزرگی . ایشان با علم فراوانشون در ** شناسی انشالله در فم مدارج *** ***** را هم طی بفرمایند و با علم فراوان بچه مسجدی های **** ** ****** بفرمایند
پاسخ:
با عرض پوزش از اینکه مشخصات اهالی خانواده ی شما را از متن کامنت خذف کردم(اینجا یک محل عمومی است)
به خانواده!! سلام برسونید.
آی موزون تعصب روی این مسجد خاص به دلیل قدمت و دوام این مراسمه و گرنه هر جا دیگه هم میشه مراسم هفتگی برپا کرد.

پاسخ:
خدا رحمت کند مسعود توتونچی را که نماد رها کردن تنعم دنیا و آسمانی شدن بود.
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۸:۴۴ دلسوز دزفول
دقیقاً بانظر شما موافقم
پشرفت شهر در گرو پیشرفت توأم نقاط دور و نزدیک آن است.
یکی از مسائلی که به ذهنم میاد این است که مدل سخنرانی بعضی از روحانیون که در منبرشون جذبه ایجاد میکنن و صداشون رو سر منبر بالا و پایین می برن و احساسات مخاطبین رو تحریک می کنن باعث شده که سخنرانی علمای عظیم القدری که با آرامش و طمأنینه به ایراد سخنرانی می پردازند و بیشتر به اصل می پردازند تا فرع، کمتر مورد اسقبال قرار بگیره، یعنی اینطوری بگم ذائقه ی مخاطب رو عوض کردن.
اصل قضیه که باعث میشه جوانانی پای منبر بشینن مورد تایید است ولی آیا خوراک سخنرانی هم قوی است؟
آیا مخاطب پس از خروج از مراسم مطلبی رو بعنوان آموزه و توشه همراه می برد یا صرفا در مراسم، احساساتش تحریک شده اند؟

پاسخ:
احسنت!
سلام
آی موزون از لحاظ کیفی روحانیت به شدت مشکل داره چرا که همین مراسم مسجد توتونچی هم بدون حضور ایشون به نظر خود عوامل داره مشکل پیدا میکنه و تا حدی از تبرو تاب میفته چرا که دیگه هفتگی نیست.
و اونطوری که من شنیدم دوستان عوامل دنبال گزینه ای گشتن که جمعیت و کیفیت مجلس نیاد پایین.
و متاسفانه چنین گزینه ای پیدا نکردند. 
یعنی واقعا یک نفر تو این شهر وجود نداره بتونه این مراسم رو دوباره سرپا کنه؟
خود شخص آی ابوالقاسمی چطور قبول کردند و فکری به حال مراسم نکردند چطور ممکنه ایشون قبول کرده باشه مراسم نباشه تا خود ایشون دوباره ماهی یکبار بیاد؟
به نظرتون این خودخواهی نیست؟
همه دوستان بعد از قوت شیخ رضا ابوالقاسمی فکر میکردند دیگه مراسم چطور جمع بشه و پا بگیره، که شیخ عظیم اومد.
الان هم دوستان اگه عنایت کنند و یک جایگزین بذارند به فضل الهی مراسم چون متعلق به صاحب الزمان هست رونق خودشو میگیره.
امیدوارم دوستان به فکر باشند
پاسخ:
سلام
بنظرم میرسه سطح مطالبات مردم در این زمینه باید تقویت بشه.
حقیقتش من فکر میکنم آقای ابوالقاسمی پور اگه داره میره قم باید از انرژیش و تبحرش برای تقاعد طلبه  های دزفولی مقیم قم استفاده کنه که تاحد امکان به شهر بیان.
من به همان حضرت حجت عج امید دارم که خودش اوضاع مذهبی شهر رو اونطور که شایسته اش هست ساماندهی کنه.

۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۵۰ جانم فدای رهبر- دزفول
علیک السلام بر برادر گرامی وارجمندم.
 شما بزرگوارید وبه برادر کوچکتان لطف دارید.
ارادت بسیار داریم بزرگوار.
پاسخ:
مخلصیم گ گ
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۴۵ دلسوز دزفول
جناب آقای مهندس موزون عزیز
به رغم تمام خوبی های برنامه ی جمعه های مسجد توتونچی، متاسفانه آفتی عجیب را بوجود آورده که اون هم "شخص محور شدن" برخی افراد شرکت کننده در برنامه است.
در دهه ی محرم سال گذشته که به دلیل کسالت آقای ابولقاسمی مراسم رو یکی از علمای عظیم الشان دزفول که در مشهد سکونت دارند برعهده داشتند متاسفانه بدون در نظر گرفتن علم پربار ایشون و هنرمندی ایشون در ایراد خطابه، جمعیت خلوت بود.
خوب این یعنی  شخص محوری!
آفت دوم که به مورد بالا دامن میزند و تاییدی است بر نقل بنده، تصمیم بر تغییر بازه زمانی برگزاری مراسم از هفتگی به ماهانه است.
آیا در این شهر عالم پرور، هیچ شخص دیگری جز ابولقاسمی نمیتواند مراسم هفتگی داشته باشد؟
اگر کسی نمیتواند، پس باید بپذیریم که ایشون در طول هشت سالی که دزفول بودن نتونستن حتی یک طلبه برای این امر پرورش بدن،
هشت سال زمان کمی برای پرورش یک طلبه با مشخصات خاص؛ نیست.
پاسخ:
سلام بر جناب دلسوز
ممنون از کامنت شما.
اگر منظور از «شخص محوری» این باشد شما فرمودید باید عرض کنم با شما موافقم و مشکل از مخاطبان است که باید دامنه ی شنیداری خود را از سفره ی علوم یک عالم و روحانی به اشخاص محترم دیگر نیز تسری دهند.
عرض کردم : منبر حضرت آیت الله آقای شیخ رضا انصاری(زیدعزه) ناب است ناب!
ضمن اینکه ما باید بیاموزیم که مساجد دزفول را همه یک تن و یک پیکره ببینیم.
غیرت روی مسجد محل خود داشته باشیم اما بقیه مساجد را نیز به لحاظ حضور و سرکشی، خودی بدانیم و عادت به یک رفتن به یک مسجد مشخص نداشته باشیم
موافقید؟
سلام متاسفانه شخص محوری آفت این شهر شده، واقعا تاسف میخورم که مراسم هر هفته تبدیل شده به مراسم یک ماه یکبار برا اینکه شخص ایشون حضور داشته باشه.خوب این اهانت و توهینی بس بزرگ به داشته های شهر محسوب میشه.آی موزون تو رو خدا اگه میتونید با عوامل صحبت کنید یکی دیگه رو جایگزین کنند که وقفه یک ماهه بین مراسمات ایجاد نشه. 
ممنون
پاسخ:
سلام
البته گمانم اینه که آقای ابوالقاسمی پور شخص نیستند بلکه «شخصیت» هستند و گمان هم نمیکنم که برای اشخاص دیگری که بتوانند و بخواهند مشغول فعالیت و سخنرانی بشوند ممانعتی باشه.
یک نکته ی دیگه اینکه سخنرانی منبری اصولا هفته ای یکبار(آنهم 5 شنبه) صفای خاص خودش را دارد.
من دسترسی و ارتباط خاصی با عواملی!! که مدنظر شماست ندارم و فکر هم نمیکنم فعالیت مسجدی نیازی به اجازه عوامل خاصی داشته باشه.
دغدغه و مطالبه ی شما(در این خصوص که شخصیت ها و مجالس باید بیشتر بشه) کاملا بجاست اما بنده یک سوال میپرسم :
در مسجدی بنام شهید توتونچی یک روحانی(آقای ابوالقاسمی پور یا هر شخصیت محترم دیگر) هفته ای یکبار منبر میره. درست؟
چرا نباید در تمام مساجد دزفول 5 شنبه ها روحانیون غوغا کنند؟
روحانیون  سخنور و خوش سخن .
چرا؟
بارها و بارها گفته ام، نالیده ام ، داد زده ام که فقر حضور روحانیت در دزفول یکی مصیبت های این شهره.
منظور من فقط کمّی نیست بلکه کِیفی هم هست.
کمیت و کیفیت حضور روحانیت در این شهر پایینه.
چرا مساجدی در دزفول هستند که امام جماعت ندارند؟
دلایلش از نظر بنده یکی و دوتا نیست.
همه ی دلایل هم به عوامل!! برنمیگرده و این فرهنگ عمومی مردمه که سطح مطالباتش در این زمینه هندسه ی مناسبی نداره و باید براش فکری بشه.
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۱۱:۳۰ جانم فدای رهبر- دزفول
با اهدای سلام خدمت حاج مهران عزیز،مهندس بزرگوار.
 حاجی رسیدن به خیر انشاالله همیشه با خیر وخوشی به  مسافرت باشید. دیشب مطالعه اینرنتی داشتم در یک سایت به این شعر برخوردم وشاعرش را نوشته بود ناشناس . خیلی  سرچ نمودم تا شاعرش را پیدا کنم ولی نتوانستم. دوباره تلاش می نمایم . اینترنت خیلی خراب است قطع ووصل زیاد میشه.
پاسخ:
سلام اخوی.
مخلصیم.
عفو بفرمایید که در چندروزی که شهر بودم نتوانستم خدمت برسم.
۱۵ مرداد ۹۳ ، ۰۸:۲۷ رهسپارقدیمی
سلام
اگرچه توفیق زیارت از نزدیک جناب ایشان نصیب من نشده اما آوازه تلاش های فرهنگی ایشان شهره آفاق است .
اینکه گویند با یک گل بهار نمی شود ! ما دیدیم و شد .
علم و عالم ، نوراند و روشنایی . هرکجا باشند خواهند تابید .
اما پیشنهاد من به حضرت ایشان ، هجرت کردن و کسی را به جانشینی انتخاب کردن تا هم زحمات شان هدر نرود و هم آن چراغی را که افروخته اند کم سو نشود ...
پاسخ:
سلام حجی عزیز
آمین
سلام
فقط می تونم بگم احسنت به شما.
هیچ جا ندیدم که با این جامعیت مسئله بررسی شده باشه و به این خوبی تحلیل.
البته بیشتر ناراحتی بچه ها از این بود که به جز جلسات هفتگی درس اخلاق ایشون تقریبا هیچ برنامه ثابت دیگه ای توی دزفول نیست. برای همین از رفتن این بزرگوار احساس خسران می کردن. بعضی از دوستان که با بنده تماس می گرفتن من کاملا این غصه رو توی کلام شون حس می کردم.
از طرفی هم احساس می کنم هجرت ایشون از الطاف خفی خداست و شاید باعث بشه تا جلساتی مشابه جمعه شب های مسجد توتونچی در دیگر مساجد هم اجرا بشه.
یاحق
پاسخ:
سلام گ گ
شرمنده و غلو میفرمایید.
ذهن الکن بنده بیش از این توان نداشت.
اما بعد..
اگر آقای ابوالقاسمی پور همانی باشند که وصفشان را شنیده ام از ایشان انتظار است که از مدت زمان حضورشان در قم برای ترغیب طلبه  های دزفولی به بازگشت به شهر اقدام نمایند.
نکته ی دیگر اینکه هرچند که «هرگلی بویی دارد» اما اگر بچه های مساجد دزفول منبر کسی همچون آقاشیخ رضا انصاری(حفظه الله) را دریابند و چشمه نوش علم ایشان باشند یقین دارم که زمانهای از دست رفته ی منبر معظم له را تاسف خواهند خورد.
سلام علیکم حجی
پنجمین جلسه قرآن تشکیل شد
یاعلی
پاسخ:
سلام عزیزم
خدمت میرسم
۱۴ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۵۰ صالحه مسلمان
سلام

همیشه از این مسئله احساس خطر کردم که فعالیت های فرهنگی بچه های دزفول شخص محور هستند
خدا می دونه چقدر طلبه ی گمنام یا فعال فرهنگی بی نام و نشان هست که می تونن یه مسجد یا محله یا پایگاه بسیج رو زیر و رو کنند!
مسجد توتونچی و شخص حاج آقای ابوالقاسمی از مساجد شلوغ و اشخاص مورد احترام شهرمون هستند که ان شاء الله روز به روز به جمعیت مریدان و ارادتمندانشون اضافه بشه.
اما مگه مسجد دیگه و عالِم دیگه ای توی شهر نیست؟
بچه های "مسجدرو" از همه جای شهر جمع میشن اونجا و ظرفیت مساجد محله های خودشون رو خالی می کنند.
ما ایرادمون اینه که دیر اعتماد می کنیم

اسم نمی برم اما خبر دارم یکی از پایگاه های بسیج مساجد از یه منطقه ی محروم شهر پایگاه نمونه اعلام شده.

بازم تکرار می کنم: من از شخص محور بودن فعالیت ها احساس خطر می کنم. اینجوری وقتی اون شخص نباشه جمع دورش پراکنده میشن
پاسخ:

سلام

آفرین بر شما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">